است : پيروى از هواى نفس و آرزوهاى دور و دراز . امّا پيروى از هواى نفس كه مانع رسيدن به حق مىشود ، و آرزوهاى طولانى موجب فراموشى آخرت . » ابن ابى الحديد نيز در شرح اين حديث زيبا گفته است : « هواى نفس موجب نابينايى مىشود . » و گفته شده است علاقهء زياد به چيزى موجب كورى و كرى مىگردد ، و لذا برخى از صالحان گفتهاند : خداوند بيامرزد كسى را كه عيبهايم را به من هديه دهد ، چون انسان خود را دوست دارد و هركس كه چيزى را دوست داشته باشد عيبهايش را نمىبيند و آدمى كمتر به عيب خود نظر دارد . و گفته شده :
أرى كلّ انسان يرى عيب غير * و يعمي عن العيب الّذي هو فيه « 1 »
بنابراين ، صالحان براى شناخت عيبهاى خود از سخن ديگران مدد مىجستند ؛ چون مىدانستند كه هواى نفس ذاتا موجب مىشود كه شخص عيب را نبيند . . . و در ادامه مىگويد :
« اگر در هلاكت برخى از متكلمان مثل جبريّون و مرجئه تأمّل كنيد - با اين كه انسانهايى باهوش بودند و به علم و دانش اشتغال داشتند - درمىيابيد كه تنها علّت هلاكت آنها همين هواى نفس و علاقه به پيروى مكتبى كه به آن علاقه داشتند و رهبر آن شده و طرفداران و شاگردانى پيدا كرده بودند ، بوده است ، و دنيا هم به آنها روى آورده بود و سلاطين هم آنها را از دانشمندان و بزرگان قلمداد كرده بودند و در نتيجه ، بطلان همهء آنها را خوش نداشتند و علاقهمند به پيروزى آن مكاتب و آرايى شدند كه با آن بزرگ شده و به شهرت رسيده بودند ، و بهواسطهء آن به چيزهايى دست يافته بودند و از رويگردانى از آن مكتب شرم داشتند كه مبادا دشمنان خوشحال شوند و سرزنششان كنند . »
ابن ابى الحديد در شرح سخن مشهور حضرت ( ع ) كه فرمود : « آغاز وقوع فتنهها ، هواهاى نفسانى است كه پيروى مىشوند و احكامى كه بدعت نهاده مىشوند » ، مىگويد :
« مكتبهاى باطل و آراى فاسدى كه موجب گمراهى مردم مىشوند ، اصل آنها پيروى از هواى نفس و احكام ناشناخته است ، كه كتاب خدا با آن مخالف است و داراى بار تعصّب و هواى نفس و علاقهء كسانى است كه نامطمئن از جانب دين گفتهاند . » درست نيست كه گفته شود ،
هامش
( 1 ) - مىبينيم كه هر كسى عيب ديگران را مىبيند ، و از عيب خود غافل است .