اينجا اختصاص دارد به گناهان و غرق شدن در شهوات و خوشيها و لذت ؛ هرچند كه به معناى عام هوى هم حكم مىشود .
معناى هوى در قرآن از معنايى كه شريف جرجانى در تعريفات گفته ، خارج نيست .
« گرايش نفس به شهواتى كه انگيزهء شرعى ندارند و از آن لذّت مىبرد . » و يا آنچه كه راغب در مفردات گفته است : « هوى ، گرايش نفس به شهوت را گويند ؛ و گفته مىشود ، نفس متمايل به شهوت . » يعنى ميل و گرايش به چيزى كه نفس دوست دارد و در رسيدن به آن علاقه نشان مىدهد ؛ و يا خود نفس است كه به شهوت و خواستهاش گرايش دارد . پس يا صفت نفس است ، و يا نفس صفت آن است . راغب معتقد است : « هوى را از آن جهت هوى گفتهاند كه صاحبش را در دنيا به هر مصيبت و در آخرت به دوزخ مىكشاند . » يعنى به بدبختى و هلاك در دنيا و آخرت . و اين مطلب را حديث نبوى تأييد مىكند كه فرمود : « سه چيز مايهء هلاكت است : حرصى كه از آن پيروى شود ، هواى نفسى كه عمل شود ، و خودبينى و خودخواهى . »
بنابه روايت كافى ، يكى از امامان ( ع ) هم در نصيحتى كه به يكى از اصحابش مىفرمود ، اشاره كرده است : « از پلكان آسان بپرهيز كه سقوط آن شديد است . » يعنى هواى نفس ، آدمى را با لذّت مىفريبد و با لذّت خود طالبان و قصدكنندگانش را رام خواهد كرد و تا قلّه خواهد رساند ، و آنگاه كه به خيال خود مطمئن شدند ناگهان به پرتگاه نابودى سقوط مىكنند و از دوزخ و عذاب فرياد برمىدارند ؛ ولى زمان ، زمان اجابت نيست . چه كسى است كه وضعيّت افراد مطيع هواى نفس را در دنيا نديده باشد ؟ كه البتّه در مقايسه با آخرت و آنچه كه خداوند براى آنها در آنجا آماده ساخته ، آسان و ناچيز است . در كافى ، حاشيهاى است برگرفته از مرآة العقول علّامه مجلسى كه موجب توضيح بيشتر و بيانى ديگر از اين مطلب است ، آمده است : « پيروى از هواى نفس و حركت با آن ، هرچند هريك از اينها در نظرش حقير و به آسانى حاصل شده است . امّا هنگام مرگ ، ترك آنها و حسابرسى آن سخت خواهد بود ؛ و او همچون كسى است كه به حيلههاى متفاوت از كوهى بالا مىرود و وقتى كه به قلهء آن رسيد در فرود آمدن از آن دچار سرگردانى مىشود . همچنين آن منازل پست در دنيا براى او به تدريج حاصل مىشود و هنگام مرگ ، ناچار بايد يكباره آنها را ترك كند ؛ و هرچه درجات
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 621
مساهمون: صالح عضيمة
ص٦٢١