هوى
منظور از هوى ، يكى از معانى متعدد آن و يا جزئى از دامنهء وسيع آن مثل عشق و شيدايى و شيفتگى به محبوبى نيست ، بلكه مراد ، معناى وسيع و فراگير آن است ؛ همان چيزى كه قرآن كريم به آن توجّه نموده است :
فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
« 1 » . هوى در اينجا در برابر حق است ؛ يعنى باطل . امّا در آيهء
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ
« 2 » ، هر آن چيزى است كه در كتاب خداوند و يا سنّت پيامبرش و يا در احكامى كه در صورت و محتوا با روح كتاب و سنت نبوى سازگار است ، وجود نداشته باشد .
يا آنچه كه در آيهء
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
« 3 » آمده ، مراد تسويل و تخييلى است كه عارض نفس مىشود ؛ مثل انگيزههايى كه حقيقت ندارد و منشأيى جز اوهام و اباطيل براى آن نمىتوان يافت ، ولى آنچه كه پيامبر ( ص ) آورده از جانب خداوند است و همه حق و غير آن باطل است . و يا در آيهء
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« 4 » ، در
هامش
( 1 ) - ص ( 38 ) آيهء 26 : پس در ميان مردم به حق داورى كن . و زنهار ! از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا بهدر كند !
( 2 ) - قصص ( 28 ) آيهء 50 : و كيست گمراهتر از آن كه بى راهنمايى خدا از هوسش پيروى كند .
( 3 ) - نجم ( 53 ) آيهء 3 و 4 : و از سر هوس سخن نمىگويد ؛ اين سخن به جز وحيى كه وحى مىشود نيست .
( 4 ) - نازعات ( 79 ) آيهء 40 و 41 : و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس بازداشت پس جايگاه او همان بهشت است .