در بيان السّعادة سلطان محمّد گنابادى آمده است : همزه همان عيبجو و لمزه همان غيبت كننده است . مىگويد : صاحب اين دو صفت پست با شيطنت خود بر مردم تكبّر مىورزد و آنها را خوار و حقير مىكند و با خشم خود ، بخشش ديگران را رد مىكند و با شهوت خود دوست دارد كه در ميان مردم ستوده و با فضيلت و محبوب باشد . وقتى اين خصلتها جمع شد ، غيبت مىكند و به خاطر خودبينى و استكبار بر مردم و خوار شمردن آنها و اين كه خواستار محبوبيّت است - يعنى ظهور نقص در آنها و عدم ظهور آن در وى - كه از پستترين صفتهاى رذيلانه است ، به غيبت و طغيان دچار مىشود .
پس از آگاه شدن از معانى همز و لمز نزد لغويان و برخى از مفسّران ، به اين نتيجه مىرسيم كه اين دو كار با ابزارهايى معيّن صورت مىگيرند كه مهمترين آن ، اشاره به دست ، چشم ، سر و امثال آن است . و كلام گاهى صريح و روشن است و گاهى مبهم ؛ و لازم نيست كه كلام با بانگ و صداى بلند باشد ، چون شدّت و زير و بم صدا اهميّت زيادى در اداى كلام و انتشار آن دارد . ابزار آن كمتر فعل است ؛ يعنى طعنهزن و عيبجو ، به زدن و كشتن براى اظهار و اعلام كارش پناه مىبرد . همچنين به اين نتيجه مىرسيم كه معروفترين معانى اين دو عمل ، بيان و رواج عيب ، اهانت ، تكبّر ، در پى عيب ديگران بودن ، غيبت و سخنچينى است .
خوب است هريك از اين معانى را به خوبى بيان كنيم .
بيان و ذكر عيب آن است كه انسان براى ديگران گناه و يا عيب كسى را به قصد اهانت و تحقير وى در چشم مردم ، بدون دليل و علّتى براى انجام اين كار ، بيان كند . اين كارى است زشت و پست كه در شأن شخص خردمند نيست با اين روش در ميان مردم زندگى كند . دربارهء چنين افرادى ، خداوند مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 1 » .
در كافى ، از امام صادق ( ع ) آمده است : « هركس مؤمنى را سرزنش كند ، خداوند او را در دنيا و آخرت سرزنش خواهد كرد . » سرزنش و توبيخ كردن ، همان عمل خشنى است كه مانند خوار كردن و اهانت است ؛ و سرزنش خداوند در دنيا افشاى عيبهاى شخص و مبتلا
هامش
( 1 ) - نور ( 24 ) آيهء 19 : كسانى كه دوست دارند زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آوردهاند ، شيوع پيدا كند ، آنها را عذابى پردرد خواهد بود .