نور
هيچ تعريفى از نور مثل خود نور نيست ، و چگونه چيزى قابل تعريف مىگردد در حالى كه اشياء بهواسطهء آن تعريف مىشوند ! و يا كسى كه منشأ دلالت بر اشياست و ابزار كشف و اظهار آنها ؟ تعريف آن اين است كه بهوسيلهء آن ، امور پنهان آشكار مىشوند . راغب مىگويد : « پرتو منتشرشدهاى كه ديدن را آسان مىكند . » وى احساس كرد كه اين تعريف به تنهايى كافى نيست ، لذا در پى توضيح و تفصيلى بيشتر برآمد تا ابهام و اشكال آن را از بين ببرد ؛ مىگويد : « بر دو نوع است : دنيوى و اخروى . » دنيوى به نظر او بر دو گونه است :
معقول به چشم بصيرت ، كه همان امور الهى مثل نور قرآن و نور عقل است كه منتشر شده است ؛ مثل
قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ
« 1 » ؛
وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
« 2 » ؛
ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ
« 3 » ؛
فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
« 4 » ؛
نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
« 5 » . و محسوس كه ديدن را آسان مىكند :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ
هامش
( 1 ) - مائده ( 5 ) آيهء 15 : قطعا از جانب خدا براى شما روشنايى و كتابى روشنگر آمده است .
( 2 ) - انعام ( 6 ) آيهء 122 : و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم راه برود . چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكيها است ، و از آن بيرونآمدنى نيست .
( 3 ) - شورى ( 42 ) آيهء 52 : تو نمىدانستى كتاب چيست .
( 4 ) - زمر ( 39 ) آيهء 22 : برخوردار از نورى است كه از جانب پروردگارش مىباشد .
( 5 ) - نور ( 24 ) آيهء 35 : روشنى بر روى روشنى است ؛ خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند .