تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
همچنين استادش ابو سليمان منطقى آملى سخنى در باب نفس دارد و بيانگر آن است كه جسم نيست ، و با اجسام ديگر تفاوتهايى زياد دارد ؛ و بسيط و غير قابل تركيب است . او مىگويد : « شايسته است كه با هوشيارى كامل بشناسيم كه در درون ما چيزى است كه جسم نيست و داراى سه بعد طول ، عرض و ارتفاع است و قابل تجزيه به جسم و عرض نيست و به نيروى جسمانى هم نياز ندارد ، امّا جوهرى است بسيط و غير مدرك به حس . وقتى در خود چيزى غير از جسم يافتيم كه مخالف اجزا و خواص جسم است ، و دريافتيم كه احوالى مخالف با حالتهاى جسم دارد و در هيچ امرى با آن شريك نيست ، و همچنين متوجّه شديم كه با اعراض هم در تضاد است و مباينت با اجسام و اعراض را ديديم - از آن جهت كه اجسام ، اجسامند و اعراض ، اعراض - حكم مىكنيم كه چيزى وجود دارد ، نه جسم است و نه جزئى از جسم و نه عرض ؛ از اين رو ، تغييرپذير نيست . براى روشن شدن موضوع مثالى مىزنيم : هر جسمى ، صورتى دارد كه صورت ديگر از جنس ، صورت نخستين را نمىپذيرد ، مگر پس از جدا شدن از صورت نخستين ؛ مثلا اگر جسم صورت يا شكلى مثل مثلث بگيرد ، شكل ديگرى مثل مربع و دايره را زمانى مىپذيرد كه شكل نخستين را از دست بدهد ، و اگر در آن چيزى از صورت نخستين باقى بماند ، به شكل درست ، صورت ديگر را نمىپذيرد ، بلكه در آن دو صورت نقش مىپذيرند و هيچ يك كامل نيستند . اين دربارهء شمع و نقره و امثال آن درست ؛ ما مىبينيم كه نفس تمام صورتها را به طور كامل و نظامى بدون نقص و ناتوانى مىپذيرد ؛ و اين خاصيّت ، ضد خاصيّت جسم است ، لذا هر چقدر انسان بنگرد و بحث كند و اهل انديشه‌ورزى باشد ، بصيرتش افزون مىگردد . نفس ، عرض نيست چون عرض تنها در غير خود يافت مىشود ؛ و محمول است نه حامل . حكم نفس آن است كه حامل بدن است از زمان پيوستن آن به بدن هنگام بسته شدن نطفه ؛ و پيوسته جسم را تغذيه مىكند و پرورش مىدهد و زنده نگه مىدارد و سلامت ، تا به اين وضعى كه مىبينيم ، برسد . نفس به تنهايى ، انسان نيست ؛ و بدن هم به تنهايى انسان نيست ؛ بلكه انسان با آن دو انسان است و بهرهء انسان از نفس بيشتر از بهرهء او از بدن است . خطاب و امر و نهى در قرآن و ديگر كتابهاى آسمانى ، متوجّه نفس است . و نفس به گمان