تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
امر و نهى مىكند . برخى از دانشمندان سخنى ارزشمند در باب نفس دارند ؛ مىگويند : نفس تو يكى از آن نفسهاى جزئى از نفس كلّى است نه عين آن و نه جداى از آن ؛ چنان كه جسم تو هم جزئى از جسم عالم است نه همهء آن و نه جداى از آن . و اگر كسى بگويد : جسم تو همهء عالم است ، سخنى باطل نگفته چون شبيه به آن و جدا شدهء از آن است ، و از باب شباهت از آن حكايت مىكند و به حق جدا شدن از آن ، از آن مدد مىگيرد . همچنين است نفس جزئى كه همان نفس كلّى است ، چون شبيه آن است و موجود به آن و از باب شباهت حكايت حال آن مىكند و از باب وجود به بقاى آن باقى است . پس بين جسم كه به عالم اضافه مىشود ، و نفس كه با نفسهاى ديگر مقايسه مىشود ، تفاوتى نيست جز اين كه جسم معجونى از خاك است و نفس به قوّهء الهى مدبّر ؛ از اين رو ، به احساس و موارد و اقتباس نياز است تا ممدّ حيات حسّى به ديگرى از ناحيهء جسم باشد ، و مبدأ حيات نفسى پيوسته به ابد بعد از ابد است . نفس همان نور است ، كه اشياء را به نفس خود مىبيند و به ذات خود درك مىكند . ابو حيّان در تأكيد بر اين انديشه در بيشتر نوشته‌هايش توجّه دارد و در اثبات درستى آن رنج برده است ؛ از جمله در المقابسات از برخى از حكيمان نقل مىكند كه : « نفس نور مفرد است ؛ نه گرما در آن است و نه سرما ، نه بويى و نه صدا » . براى اين مطلب مثالى مىزند و مىگويد : « وقتى معتقد باشيم رنگها تنها به نور ديده مىشوند ، مىفهميم كه چشم از علم به رنگها جز به افادهء آن علم توسط نور ، عاجز است ، و زمانى كه براى شىء آنچه كه در جوهر آن نيست ، فايده‌اى ندارد ؛ درمىيابيم كه علم از گوهر نور است . و وقتى فهميديم كه علم از گوهر نور است ، درمىيابيم كه معلول واحد از دو علّت متضاد نمىباشد ؛ مثل گرما كه از آتش و يخ نيست . پس اين درست است كه نفس مخالف نور نيست ، و لذا بر هماهنگى و سازگارى نفس و نور حكم مىكنيم كه هر دو از يك جنسند » . هيچ كس ، هرچند داراى توان و قدرت باشد ، نمىتواند تعريفهاى حكيمان و فيلسوفان را دربارهء نفس ، بيان كند . از اين رو ، بر آن شديم تا به تعريف ابو حيّان در المقابسات و الامتاع و المؤانسة بسنده كنيم . و كمتر نويسنده و متفكّرى چون توحيدى است كه با دقّت نظر ، در بررسى چنين موضوعى مهارت داشته باشد . ابو حيّان توحيدى در المقابسات در تعريف نفس