باطن بلا ، چون در آخرت نعمت است . » علّامه طباطبايى معتقد است : « نعمتهايى براى حس ظاهرند ، مثل گوش و چشم و ديگر اعضاى بدن و سلامتى و تندرستى و روزى ؛ و نعمتهايى پنهان ، مثل شعور و اراده و عقل . به عبارت ديگر ، نعمتهاى ظاهرى آنهايىاند كه محسوس باشند ، مثل نعمتهاى پيشين و يا مثل دين كه موجب نظم دنيا و آخرت است ؛ و نعمتهاى باطنى ، مثل نعمتهاى پيشين و يا مثل مقامات معنوى كه بهواسطهء أخلاص در عمل كسب مىشود . »
عبد القادر جزائرى دربارهء آيهء
وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ
« 1 » ، در عبارتى كوتاه و بليغ ، دقيقترين و باذوق و احساسترين معانى را بيان كرده است ؛ مىگويد : « بزرگترين نعمت بر هر موجود ، وجود او و توابع وجود او و امداد او به آنچه كه مايهء بقاى وجود اوست . » بدون شك ؛ وى در بقاى وجود ، همه موجود و استمرار و حركت او به سوى عالم جاويد ، يعنى زندگى باقى آخرت را قصد كرده است ؛ يعنى بعد از گذر از عالم حس ، يعنى زندگى فانى ، در سخن او ، اشارهاى لطيف به اين نكته است كه ، امداد فيضرسانى به هر موجود ، بستگى دارد به ميزان ارتباط او با خالق حكيم و استعداد پذيرش آنچه كه به او مىرسد . اين استعداد در زبان حكيم گنابادى ، ولايت خداوند است ؛ كه با بيان روشن و صريح مىگويد : « هرچه انسان را به حسب تكوين يا به حسب تكليف در حركت به مقامى كه همان ولايت مطلقه كه هيچ حدّى ندارد ، كمك كند ، نعمت است ؛ و هرگاه انسان به آن مقام برسد ، نعمت بر او تمام است و حتّى خودش نعمت تام مىگردد ، چون ولايت همان نعمت است . و هرآنچه كه به ولايت مربوط است - چه از آن ناشى باشد و چه به آن راجع - به سبب اتّصال به آن نعمت است ، و اگر چنين نباشد ، نعمت نيست . »
هامش
( 1 ) - نحل ( 16 ) آيهء 53 : و هر نعمتى كه داريد از خداست .