به ذر تعبير مىشود ؛ و هر آنچه كه فوق عالم طبيعت يافت مىشود ، همهاش علم و شعور و گوش و چشم و نطق - بر خلاف اين عالم - مىباشد ؛ چون شعور ، گوش ، چشم و نطق او به نشانهها متمايز است . و در مواضع شنيدن ، چشم نيست ؛ و در موضع چشم ، شنيدن و سخن گفتن نيست . آنگاه مراتب پستتر ، هريك نسبت به مافوقش ، وابستگى و نسبت به سوى كثرت و تفصيل دارند ، امّا در عين تفصيل و كثرت ، از آن پنهانتر و ضعيفترند و مرتبهء بالاتر در عين إجمال ، كاملتر و ظاهرتر و شايستهتر به اسمى است كه به آن اطلاق مىشود .
وى در ادامه ، با دقت و ژرفكاوى بسيار در بيان رمز ، و با اصرار در تكرار براى روشنگرى ، مىگويد : عالم ذر ، همان عالم سادگى مطلق خالى از شكل و ماده است ، و پيمان گرفتن نيز نقشپذيرى در عالم طبيعت مادّى با حفظ بر فطرت نخستين و دورى از هرچه كه موجب تغيير و فساد اين فطرت مىگردد ، مىباشد : و هركس با فطرت خود به سر برد ، با بازگشت به سادگى و بساطت رستگار مىشود ؛ و او قويتر ، قدرتمندتر و تجلّىاش بيشتر است . و هركس فطرتش را تباه سازد ، در آتش فراق مىافتد و در جهنم تغيير و تبديل مىسوزد .
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 583
مساهمون: صالح عضيمة
ص٥٨٣