تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
است ، بىآن كه داراى قوّه باشد و آنها را به سوى فعليّت سوق دهد . و پيمانى كه همان اقرار به ربوبيّت و گواه گرفتن بر خود است ، نزد ابن عربى مورد توجّه شايسته قرار گرفته است ؛ نزد او حجّتى است كوبنده از جانب خداوند بر بندگانش كه آنها را در شكلهاى بشرى و كالبدهاى انسانى به وجود خواهد آورد . و هركسى از آنها كه در اينجا فراموش كرد و استكبار ورزيد ، همان كسى است كه به عهدش خيانت كرد و پيمانش را منكر گشت و توسط خودش عليه خودش دليل اقامه داشت ، و پس از اين مستحقّ بدترين عذابها گشت . و آن كسى كه اطاعت و بندگى خالق را بپذيرد و در رفتار و معاملاتش درستكار باشد ، او كسى است كه به عهد خود وفا نمود و ميثاق و امانت را حفظ كرد ، و به بهشت ، جايى كه پاداش عملش را مىبيند ، خواهد رفت ، و به خاطر اعمال دنيوىاش بهترين پاداش را خواهد ديد . ابن عربى مىگويد : « به آنهايى كه چهره‌شان سياه گشته ، گفته مىشود : آيا بعد از ايمان كافر شديد ، پس بچشيد عذاب را به خاطر اين كه كفر ورزيديد . و آنها ايمانى جز ايمان عالم ذر ، زمان پيمان گرفتن از پشت ، نداشتند ، و به خاطر قدمت عهد و پيمان آن را فراموش كردند . » همچنين مىگويد : « تنها زمانى اقرار به ربوبيّت خداوند يادشان مىآيد كه نسل از پشت آدم ، در ميثاق اوّل گرفته مىشود . » در شرح حديث معروف « كل مولود يولد على الفطرة . . . » مىگويد : « آن ، ميثاق خالص براى نفسى است كه احدى از سر غصب مالك آن نشده است . و از آن رهايى يافت و حتّى هميشه براى خود خالص است . » « * » حكيم سلطان محمّد گنابادى با تحليل زبان رمزى صوفيانه به پرواز درمىآيد و معتقد است كه : « آدم » گاهى به آدم ابو البشر گفته مىشود ، و گاهى به معناى موجود در هر انسان ، و گاهى فراتر از هر دو ؛ مثلا گفته مىشود : آدم ملكى ، آدم ملكوتى ، آدم جبروتى ، و آدم لاهوتى . چون هرچه كه در عالم طبيعت و عالم كثرت است ، صورت و مثالى به سوى كثرت و تفصيل در عالم مثال دارد ، به گونه‌اى كه اگر بيننده‌اى آن را ببيند مىگويد : او همان است بدون هيچ تفاوت و تمايزى . و در عالم عقول عرضى داراى حقيقت و ارباب ، انواع دارند ؛ و در عالم عقول طولى ، حقايقى كاملتر و مبسوطتر از آنچه كه در اين عالم هست ، دارند . از آن عوالم
هامش
( * ) - در فرهنگ تصوف دكتر سعاد الحكيم توضيحات بيشترى آمده كه مىتوان به آن مراجعه كرد .