ما هم واجب است ! و بيشتر بر ما واجب است .
علّامه طباطبايى در الميزان معتقد است ، پيمان هم از پيامبران گرفته شد و هم از امّتهاى آنها ؛ مىگويد : « خداوند از پيامبران پيمان گرفته است كه به هر پيامبر - چه بعد از خود و چه قبل از خود - ايمان بياورند و او را يارى نمايند ؛ كه به تأئيد هر پيامبرى كه قبل از آنها بود و بشارت به پيامبر بعدى بپردازند ؛ مثل تأئيد عيسى ( ع ) نسبت به موسى ( ع ) و شريعت او بشارت به محمّد ( ص ) و همچنين پيمان خداوند از آنها كه آن پيمان را از امّتهاى خود بگيرند و آنها را گواهان بگيرند ؛ پس آن همان اسلامى است كه حكمش شامل آنهايى مىگردد كه در آسمانها و زمينند . » از سخنان لطيف او در اين باره اين است كه : « پيمان از پيامبران براى رسولان گرفته شده است . » وى با بيان اين مطلب ، به تفاوت بين نبى و رسول اشاره دارد ، كه رسول درجهاش بالاتر و مصداقش از نبى خاصتر است ، و ايشان بين نبوّت و رسالت جمع مىنمايد و براى نبى تنها نبوّت نيست . و معناى بعد از آن چنين است كه ، پيمان از عموم پيامبران گرفته شده است ، تا يكديگر را تأئيد كنند ؛ و متأخر ، معاصر و متقدّم را تأئيد نمايد . و متقدّم بشارتى است براى متأخّر و دلالتى است بر او . پس دين الهى ، يك دعوت نزد پيامبران و رسولان در دوران مختلف است .
اكنون به پيمان نخستين كه خداوند از بنى آدم گرفته مىپردازيم ، كه در اين آيه آمده است :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
« 1 » . مفسّران و انديشهمندان ، براى رفع حجاب از اسرار اين آيه و آشكار نمودن گنجهاى كمياب و رازهاى ارزشمند آن به رقابت پرداختند ، كه به برخى از آن دست يافتند ، و بيشتر آن از دقيقترين عقلها و خردها دور مانده است . وجود باطنى انسان در كجاى غيب است ؟
چگونه شد ؟ اين وجود ظاهرى انسان ، چگونه از غيب به شهادت پايين آمد ؟ پيمان كجا گرفته شد ؟ اينها بارزترين مسائلى است كه مفسّران بزرگ را به خود مشغول داشت و انديشهء صوفيان بزرگ را دربر گرفت . نخستين آنها جنيد است كه معتقد است : تصوف بهترين وسيلهء
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 172 : و هنگامى كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريّه آنها را برگرفت و ايشان را بر خود گواه ساخت ، كه « آيا من پروردگار شما نيستم ؟ » گفتند : چرا ؟