تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
و نور و برهان آنها را تأييد مىكند ، پرداخته است . » از برخى ديگر نقل كرده است : « پيمانى است كه خداوند بر پيامبران گرفته است تا پيامبر بعد از خود - يعنى پيامبر اسلام - را تأئيد كنند و يا به تأئيد يكديگر بپردازند . گروهى هم مىگويند : مراد از آن ، پيمانى است كه پيامبران از امّتهاى خويش - كه كتاب و حكمت را شناختند - مىگرفتند كه پيامبر بعد از آنها را تأئيد كنند و به يارى آن كه در پى آنها در پايان مىآيد ، سفارش كرده‌اند . از جمله ، حديثى است كه سيوطى در الدر المنثور به نقل از ابن جرير و او هم از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده است كه فرمودند : « خداوند پيامبرى را از آدم ( ع ) تا محمّد ( ص ) مبعوث نكرد ، مگر آن كه دربارهء محمّد ( ص ) از او پيمان گرفت ، كه اگر مبعوث شد و زنده بود به او ايمان بياورد و او را يارى نمايد . » همچنين از حسن بصرى و سدّى و ابن عبّاس و طاووس روايت شده است كه : « آنهايى كه از ايشان پيمان گرفته شد ، پيامبرانند نه امّتهاى آنها ، تا يكديگر را تأئيد كنند و به نفع يكديگر گواهى دهند . » آنچه كه اين اعتقاد را تقويت مىكند ، اين كه : مراد از پيمان پيامبران همان پيمان امّتهاى آنان از اهل كتاب است ؛ چون وقتى عهد و پيمانى از پيامبران گرفته مىشود ، در حقيقت از اقوام آنها گرفته مىشود . و به‌طور كلّى ، آنچه براى پيامبران تشريع مىكند ، در حقيقت براى امّتها و پيروان آنهاست ، چون آنها همچون افسارى هستند كه پشت سر كشيده مىشوند و سرهايى كه ماوراى آنها ، آنها را در پى مىكشاند ؛ و آن‌گاه كه به امرى خطاب شوند ؛ خطاب ، به پيروانشان سرايت مىكند و آنها را به شيفتگان به رهبرىشان سوق مىدهد . و همچون چوپانانى هستند كه هرگاه در تكيه بر آب يا علفى به راههايشان فرمان داده شوند ، آن فرمان از آن‌جايى كه به رعايت شتر يا گوسفندى به مصلحت جسم و علفزار شتران برمىگردد ، گويى فرمانى است براى همگى ، وقتى در پى چوپان مىدوند و در پشت سر او به سمت منافع و مصالح خود حركت مىكنند . يا مانند واليان و زيردستان آنان كه فرمانشان به همين شيوه است ، و مردم هم به همين شيوه عمل مىكنند . و از آن‌جا كه پيامبران ( ع ) اسباب ايمان امّتهاى خود مىباشند كه با آنها استحقاق خطاب يافتند و به مصالح و منافع هدايت شدند ، امّتها هم مثل منسوبان و پيوستگان به آنهايند . پس خطاب به پيامبران ، چه بسا جواز ورود امّت آنها با آنها در خطاب باشد . مگر اين نيست ، واجباتى كه بر پيامبر ما واجب بود بر