حكيم سلطان محمّد گنابادى بر اين باور است كه ، تمام مخلوقات خداوند همان عالم ملكوتند امّا در يك مرتبه قرار ندارند ، بلكه در دو عالم بزرگ واقع شدهاند : ملكوت عليا و ملكوت سفلى . ملكوت عليا از مجرّدات ذاتى و فعلى ، يعنى عقول و ارواح كه به فرشتگان صف كشيده تعبير مىشود ، تشكيل شدهاند و فيلسوفان آنها را عقول طولى و عرضى مىنامند . و عالم مجرّدات ، در ذات نه فعل - كه به مدبّرات امور ناميده مىشوند - همان نفوس كلّى و جزئىاند ؛ يعنى لوح محفوظ ، لوح محو و اثبات . و عالم مثل نازل كه به جابلقا ( ناكجاآباد ) تعبير مىشود ، و در آن صورت همهء آنچه كه در عالم طبع به نحو برتر و شريفتر وجود دارد ، هست ؛ و ظهور محو و اثبات كه در نفوس جزئى اين عالمند ؛ و رؤياى صادقه كه به ارتباط به اين عالم وجود دارند و شهود آنچه كه به صورت ، در آن واقع خواهند شد - چه نيازمند تعبير باشند و چه نباشند - در اين عالم هستند .
گنابادى ، در ادامهء نامگذارى مؤلّفههاى اين ملكوت و اسامى عناصر آن و آنچه كه در آن يافت مىشود ، انسان را از جمله محتويّات آن مىداند . البتّه اينجاى شگفتى نيست ، چون انسان از جسم مادّى و روح لطيف و شفّاف تشكيل شده است ؛ و به اعتبار روحش ، به عالم ملكوت عليا نسبت داده مىشود . امّا اهل ملكوت سفلى ، كسانىاند كه در نهايت دورى از خداوند و استعداد پذيرش رحمت الهى قرار دارند ؛ به گونهاى كه محروميّت از رحمت ، ذاتى آنهاست ، كه اينها شيطانها و فرزندان اويند . برخى هم در نهايت دورى از مادّه و استعداد رحمت نيستند ، كه جنّيان مىباشند ؛ اين عالم ، زير عالم طبع است ، چنان كه عالم ملائكه بالاى آنهاست . در خبرها ، اشارههايى به عالم جن ، صفات و اقسام آن وجود دارد ، و اين آخرين عالم در نزول وجود از جانب خداوند بلندمرتبه است .
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 571
مساهمون: صالح عضيمة
ص٥٧١