مَتِينٌ
« 1 » . و ارادهء شر در صورت ارادهء خير ، نشانهء استهزاست :
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
« 2 » .
خداوند در حقّ بندگان مؤمن خود هم مكر مىكند ، كه بنا به اعتقاد عين القضات بدين صورت است كه : « آنها را در موقعيّتى قرار مىدهد كه مىپندارند مقام كمال و وصل است و مراد از آن ، منع كردن آنها از درگاه الهى است كه اقتضا مىكند هر كسى به محضر حق جز يكى پس از ديگرى وارد نشود . برخى از سالكان بهواسطهء انس و تكيه بر طاعتش منع مىشوند ، كه آن را انس با خداوند مىپندارند ، و حال آن كه چنين نيست ، چون طاعت غير از مطيع است . برخى هم به مقاماتى چون توبه و صبر و شكر و توكّل منع مىشوند كه آن را نهايت وصل مىپندارند ؛ كه باز همچنين نيست ؛ چون هريك از اينها يكى از مقامات بندگى است :
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
« 3 » . و گروهى به كرامات و امور خارق العاده ، كه به قول جنيد :
« مكر ، راه رفتن در هوا و روى آب ، و پاسخ دادن به سؤال ، و صدق توّهم ، و صحّت اشاره ، و وسعت رزق است ؛ همهء اينها مكر است . مىداند كسى كه مىداند ، و نمىداند كسى كه نمىداند . » بعضى هم به امنيّت مكر مىشوند ، كه به قول شبلى : « ما تصوّف را از ترس مكر خداوند برگزيديم ، چون همهاش مكر است . » و اگر اين مكر نبود ، زندگى جريان نمىيافت .
چنان كه نورى مىگويد : « اگر مكر نبود ، زندگى اولياء شيرين نبود . » و فهم مكر از ظريفترين فهم است ، كه تنها محدودى از آن به سلامت مىگذرند . »
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 183 : و آنان را مهلت مىدهم ، چرا كه مكر من متين است .
( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 15 : خداوند ريشخندشان مىكند ، و در طغيانشان سرگشته مىدارد .
( 3 ) - نجم ( 53 ) آيهء 42 : و اين كه پايان [ كار ] به سوى پروردگار توست .