مكر
مكر در كاربرد لغوى ، يعنى آبيارى كردن زمين . گفته مىشود : « أمكروا الارض فانها صلبة ثم أحرثوها » ؛ يعنى آبيارى كنيد . گويى آبيارى كردن همان چارهجويى در خشكى زمين بهوسيلهء آب است تا خاكش نرم گردد و شخم زدن آن آسان .
سپس اين معنا دگرگونى يافت و كمكم مكر معناى حيلهگرى و پنهان عمل كردن به خود گرفت . ابن سيّده مىگويد : « المكر ، الخديعة و الاحتيال ؛ مكر يمكر مكرا و مكر به . » و در دعا آمده است :
« اللهم أمكر لي و لا تمكر بي . »
ابن اثير مىگويد : « مكر اللّه إيقاع بلائه بأعدائه دون اوليائه . » گفته شد : استدراج بنده بهوسيلهء طاعت را گويند ، كه چنين پنداشته مىشود كه مقبول است ، و حال آن كه مردود مىباشد . معناى آن است : « ألحق مكرك بأعدائي لابي . » در حديث على ( ع ) در مسجد كوفه آمده كه فرمودند ، در سمت چپ آن ( مسجد ) مكر است . گفته شد ، چون بازار در سمت چپ آن بوده است و در آن مكرو حيله رخ مىدهد .
مىگويند ، مكر و حيله در جنگ حلال است و در هرحلالى ، حرام . اهل تأويل در خلال پرداختن به آيهء
وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
« 1 » ، مىگويند : مكر از جانب خداوند كيفر است و به نام مكر مجازى نام گرفته است . چنان كه خداوند مىفرمايد :
وَ جَزاءُ
هامش
( 1 ) - نمل ( 27 ) آيهء 50 : و مكر ورزيدند ؛ و ما هم مكر در ميان آورديم ، و آنان درنمىيابند .