مىگويد : « قوهء تمييز او دچار اختلال شد و بين زشت و زيبا ، مفيد و مضر ، خير و شر ، فرق نمىگذارد و حكم هر مورد را در تقابل موارد ديگر جارى مىسازد ؛ نه اين كه او معناى زشت و زيبا و بقيّهء امور را فراموش كرده باشد ، چون او صاحب اراده است ، و غير ممكن است كه از انسان غير افعال انسانى صادر شود ، بلكه به اين دليل است كه زشت را زيبا و زيبا را زشت مىبيند و خوب و مفيد را بد و مضر ؛ و برعكس ، او در تطبيق احكام و تعيين موارد ، دورانديش است . » اين كه جنون مستند به مسّ شيطان باشد ، امرى است غير ممكن چون خداوند سبحان عادلتر از آن است كه شيطان را بر عقل بندهاش و يا بر بندهء مؤمنش حاكم گرداند .
امّا دربارهء مسّ قرآن ؛ خداوند مىفرمايد :
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 1 » . تفسير آن در الدر المنثور به نقل از پيامبر ( ص ) آمده است كه ، آنها مقرّبانند ؛ پس ، مس در اينجا ، لمس آن به دست يا گرفتن آن نيست . در كتاب النّبى از عمرو بن حزام آمده است : « قرآن تنها با طهارت مس مىشود . » اين نهى صريح از لمس با دست براى كسى كه از نظر جسمى طهارت ندارد ، مىباشد . در مجمع البيان به نقل از محمّد بن على ( ع ) آمده است : « براى جنب و حائض و محدث ، مسّ قرآن جايز نيست . » علّامه طباطبايى در تفسير « مطهّرون » - كسانى كه حق مسّ قرآن را دارند - مىگويند : « مطهّرون كسانىاند كه خداوند جانشان را از پليدى و آلودگى گناه پاك گردانيد ؛ و بالاتر و دقيقتر از آن ، پاك كردن قلبشان از تعلّق به غير خداوند است . اين معناى تطهير با لمسى كه علم باشد ، بدون طهارت از خباثت يا حدث كه ظاهر است ، مناسبت دارد . » همچنين مىگويد : « مطهّرون همانهايند كه خداوند با پاك ساختن نفسشان ، مثل فرشتگان و انسانهايى كه خداوند آنها را تطهير نموده ، آنها را كرامت بخشيده است . » بنابراين ، مراد از مس ، همان « علم و اطلاع » است . اى كاش دلها آگاه مىشدند و به اين نوع از مس مىگرويدند و نجاست جهل و آلودگى جاهلى كه رو به ازدياد است از آن بر طرف مىشد ! و اى كاش مىدانستند كه چرك بدن به اندك آبى پاك مىشود ولى چرك روح و نفس تنها به غرق شدن در فهم آيات خداوند و در تصديق و ايمان و شناخت پاك خواهد شد !
هامش
( 1 ) - واقعه ( 56 ) آيهء 79 : كه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند .