كند ، سراسر نوآورى و نبوغ مىگردد .
حقيقت آن است كه ما نمىتوانيم چندان با اين اعتقاد همگام شويم ، هرچند كه در قرآن اشارهاى به آن شده است :
مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي
« 1 » ؛ و
وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ
« 2 » . نزغ يعنى وارد شدن در كارى به قصد فاسد كردن ، دچار دردسر كردن و فريب دادن ، و بيشتر در حالت خشم است . گفته شده است : او از جانب شيطان به وسوسه نزديك شده است . اين معانى به هم نزديكند و شايد قابل قبولترين آن همان فريب دادن است ، چون جاهل و غير جاهل را مىفريبد و هركس به قدر و اندازهء خودش ، مگر اين كه خداوند رحمت فرمايد . با انديشه كردن در سخن پيامبر ( ص ) كه فرمود : « دشمنترين دشمن تو ، نفس توست كه ميان دو پهلوى توست . » و تحذيرهاى شديد ايشان در حديثهاى فراوان و مشابه دربارهء نفس و ظلمتهاى آن ، درمىيابيم كه شيطان از حدود نفس و دايرهء آن خارج نيست و ظهور وى آنگاه شديد مىگردد كه نفس بر عقل غلبه نمايد ؛ و نفس ضعيف مىگردد ، هرگاه عقل بر آن غالب شود .
گاهى مراد از حاكميّت عقل ، به خاطر آوردن علم و دانش ، ياد خدا كردن و رفتار درست مىباشد كه همه در آيهء
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ
« 3 » آمده است : اينجا خوب است به سخن علّامه طباطبايى در تفسير اين آيه استشهاد كنيم ، كه مىگويد : « طائف ( طوافكننده ) از جانب شيطان است ، كه اطراف قلب در گردش است تا وسوسه كند ؛ و يا وسوسهء اوست كه پيرامون قلب طواف مىكند تا واردش شود و در آن استقرار ياد . پس استعاذه روش تقواپيشگان است ، كه هرگاه به وسوسهاى از شيطان برخورد كنند ، يادشان مىآيد كه اللّه پروردگارشان است و صاحب اختيار و مربّى آنهاست و عاقبت كارشان به او بازمىگردد ؛ پس امور را به او ارجاع مىدهند . و خداوند آنها را كفايت مىكند و كيد شيطان را از آنها دفع و حجاب غفلت را از آنان برمىدارد . و آگاه و هوشيارند و بر
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 100 : پس از آن كه شيطان ميانهء من و برادرانم را برهم زد .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 200 : و اگر وسوسهاى از سوى شيطان تو را به وسوسه انداخت .
( 3 ) - همان ، آيهء 201 : پرهيزگاران هرگاه خيالى شيطانى عارضشان شود ، ياد [ خدا ] كنند و آنگاه ديدهور شوند .