به معناى نشانه و عبرت است . » به معناى صفت آيهء
لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى
« 1 » ؛ يعنى آنها داراى صفات زشت و او داراى صفت والايى است . و آيهء
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
« 2 » ؛ يعنى صفت آنها در حمل كتابها - بدون استفاده از آنها - مثل صفت الاغى است كه كتابهايى حمل مىكنند و توان و استعداد استفاده از آنها را ندارند . و يا مثل آيهء
وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ
« 3 » . و آيهاى كه اگر به معناى آيه يا معجزه باشد ، درست است ؛ مثل :
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 4 » . و نيز آيهء
يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ
« 5 » .
آيهاى كه به معناى عبرت و پندگيرى است مثل
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ
« 6 » و آيه
إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها
« 7 » .
در الهوامل و الشوامل ، ابو حيّان از ابن مسكويه ، دربارهء ارزش و فايدهء تمثيل مىپرسد :
انسان چه چيزى را در تشبيه به چيزى مىيابد ، تا جايى كه آن معنا بر قلبش خطور مىكند و در شعر و نثرش به بيان آن مىپردازد ؟ ابن مسكويه پاسخ داد : « آنچه انسان از آن
هامش
( 1 ) - نحل ( 16 ) آيهء 60 : وصف بد ، سزاوار بى ايمانان به آخرت ؛ و وصف و الا ، سزاوار خداوند است .
( 2 ) - جمعه ( 62 ) آيهء 5 : داستان كسانى كه [ عمل به ] تورات بر آنان تكليف شد ، سپس آن را [ چنان كه بايد و شايد ] رعايت نكردند ، همانند چارپايى بر او كتابى چند است .
( 3 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 176 : ولى او از هواى نفسش پيروى كرد ؛ آرى ، داستان او همچون داستان سگ است كه اگر به او حمله آورى ، زبان از دهان بيرون مىآورد ؛ و اگر هم او را [ به حال خود ] واگذارى ، باز زبان از دهان بيرون مىآورد .
( 4 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 59 : شأن [ آفرينش ] عيسى براى خداوند ، همچون شأن [ آفرينش ] آدم است كه او را از خاك آفريد ، سپس به او گفت : موجود شو ! و بىدرنگ موجود شد .
( 5 ) - حج ( 22 ) آيهء 73 : اى مردم ! مثلى زده مىشود كه به آن گوش فرادهيد : كسانى را كه به جاى خداوند مىپرستيد ، اگر هم دست يكى كنند ، هرگز مگسى را هم نتوانند آفريد ؛ و اگر مگس چيزى را از آنان بربايد ، نمىتوانند آن را از او بازپس گيرند .
( 6 ) - يس ( 36 ) آيهء 13 : براى آنان مثلى بزن از شهروندانى كه پيامبران به آنجا [ نزدشان ] آمدند .
( 7 ) - بقره ( 2 ) آيهء 26 : خداوند پروا ندارد كه به پشه و فراتر [ يا فروتر ] از آن مثل زند .