مثل
منظور از مثل ، آنچه كه بر زبان مردم از حكمت و جملههاى كوتاه و گويا جارى است ، نمىباشد بلكه منظور از آن ، نظير است كه به توصيف و تشريح از باب مقايسه و مقارنه در شكلها و هيأتها و صفات مىپردازد تا مبهم ، واضح و روشن گردد و معانى دقيق دور از ذهن به ذهن نزديك گردند و غريب ، مأنوس و پريشان ، آرام ، و امور مجرّد ، مجسّم و واضح گردند . چه بسيار مثالهايى كه قرآن براى مردم بيان مىكند ، براى تذكّر ، تقريب به ذهن ، بيمدهنده و بشارتدهنده است تا تدبّر و تفكّر نمايند و شايد از خواب غفلت بيدار شوند و غبار غفلت و سرگرمى را از عقل و چشمشان بپراكنند .
براى اين كه انسان آن بهشت مجرّد را بشناسد و دوستش بدارد و در زندگى دنيا براى آن تلاش كند ، قرآن به ارائهء مثالى محسوس پرداخته تا آنها را به ذهن نزديك نمايد و معشوق و مطلوب آدمى گردد . فرمود :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا
« 1 » .
و براى اين كه دوستى و همكارى و تراحم بين مردم رواج يابد ، قرآن تنها به انفاق كردن بسنده نكرده ، بلكه به اضافه شدن مال انفاق شده همراه با پاداش زياد نزد خداوند در
هامش
( 1 ) - رعد ( 13 ) آيهء 35 : وصف بهشتى كه به پارسايان وعده داده شده است [ چنين است كه ] جويباران از فرودست جارى است و ميوهها و سايه آن هميشگى است . اين سرانجام پرواپيشگان است .