تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
اين چنين است اعتقاد بقيهء مفسّران ، كه معتقدند منظور از كلمه ، نبوّت و تشريع و يا بشارت و معجزه است . شريف رضى در كتاب حقائق التأويل فى متشابه التنزيل به اين مسأله پرداخته و به آن چيزى افزوده ، و به بررسى وجوه خوب و قابل ذكر و نشر دست زده است . وى به بيان رأى خود بعد از ذكر آراى علما پرداخته است . از جملهء اين آرا چنين است : خداوند از مسيح ( ع ) در كتابهاى نازل شدهء قبل از او چند بار آورده و به بعثت او وعده داده و به پيامبرى او بشارت . بعد از تولّد و بعثت او فرمود : هذه كلمتي ؛ يعنى همان چيزى است كه خبر آن را مىدادم . و يا نظر ديگر كه مىگويد ، او پيامبر بود و به‌واسطهء او هدايت مىشدند ، چنان كه به‌وسيلهء كلمات خداوند هدايت مىشدند ؛ لذا او را از باب تشبيه ، به كلمهء وضع شده براى بيان و دلالت ، كلمه ناميد . چون كلمه در حقيقت ، عين كلام است ، و عيسى ( ع ) كلام و از جنس كلام نيست ؛ مثل همين او را روح ناميد ، چون بندگان به‌واسطهء او در دينهاى خود زنده مىشوند ، چنان كه به‌واسطهء ارواح در بدن زنده مىشوند . ديگرى ، يعنى مسلم بن بحر مىگويد ، كلمه از جانب خداوند همان وعد است ؛ گويى مىفرمايد : تو را به وعدهء پيشين خداوند بشارت مىدهد . مثل اين در قرآن زياد است . فرمود :
لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ
« 1 » ؛ يعنى آنچه كه وعده كرد . و فرمود :
وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْكافِرِينَ
« 2 » . و فرمود :
وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ
« 3 » ؛ و
إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ
« 4 » . قول و كلمه به يك معنايند . شريف رضى با تكميل اين سخن مىگويد : « اگر قرار باشد كلمه در اين‌جا به معناى وعده باشد ، پس تعبير از آن به مسيح ( ع ) مجازى است ، چون جايز نيست كه بگوييم ، مسيح وعدهء خداوند است ؛ مگر اين كه مرادمان موعود خداوند باشد ؛ مثل اين كه مىگوييم : « اللّهم انت أملنا و رجاءنا » ؛ يعنى مايهء آرزو و اميد ما هستى .
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) آيهء 64 : وعده‌هاى الهى خلف و خلاف ندارد . ( 2 ) - زمر ( 39 ) آيهء 71 : ولى حكم عذاب بر كافران تحقّق يافته است . ( 3 ) - فصلت ( 41 ) آيهء 25 : حكم ( عذاب ) دربارهء ايشان تحقّق يافت . ( 4 ) - نمل ( 27 ) آيهء 82 : و چون حكم ( عذاب ) بر آنان تعلّق گرفت .