از ابو الهذيل علّاف حكايت شد كه مىگفت : مراد از آن ، سخن خداوند كن است كه ايجاد شد . عيسى ( ع ) به اين نام اختصاص يافت - هرچند كه هر مولودى نزد خداوند كن مىباشد - چون هر مولودى غير از او از طريق منى مردان و حامله شدن و زاييدن به دنيا مىآيند ، ولى وضع عيسى ( ع ) چنين نبود . اختصاص او به اين اسم جايز است ، به خاطر اختصاص او به اين معنا . علّامه طباطبايى همين سخن را نقل كرده است و با تغييرى زيبا در آن ما را واداشت تا بار ديگر آن را بيان كنيم . مىگويد : « عيسى ( ع ) به آن اختصاص يافت - با توجّه به اين كه هر انسانى و حتّى هر چيزى به كلمه تكوينى كن موجود مىشوند - چون ساير افراد بشر تولّدشان طبق اسباب عادى و مألوف در منى مرد و نطفهء زنان است . . . وقتى وضع عيسى ( ع ) چنين نبود و برخى از اسباب عادى و تدريجى را نداشت ، وجودش به مجرّد كلمهء تكوينى - بدون خلل در اسباب عادّى - صورت گرفت ، پس همان كلمه است . » اعتقاد دارم كه سخن آنها در اين موضوع به مرحلهاى رسيد كه فكر ، توان گذر از آن را ندارد ؛ و چه بسيار به تأمّل در آن نيازمنديم .
شريف رضى از قول نظّام روايت مىكند كه عيسى ( ع ) از طريق لقب به آن وصف شده است ؛ آنگاه ردّى بر سخن او دارد كه به خاطر ضعف و اشكال سخن ، نظام وجهى براى ذكر آن نمىيابم . رضى پس از آن ، به نظر خود قويترين وجه را ذكر مىكند ، و يا قصد دارد كه براى خود ، بهترين و قويترين وجه را انتخاب كند . معتقد است : به معناى وعدهء خداوند است كه آن را وعده كرده است ؛ يا او را كلمه ناميد چون همانگونه به كلمهء او هدايت مىشوند به وسيلهء او هم هدايت مىشوند . براى اين وجه ، دلايل و شواهد قوى ارائه مىكند . اين كلمه به معناى شريعت و دستورات واجب هم آمده است ؛ مثل آيهء
وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ
« 1 » ؛ و آيهء
يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّهِ
« 2 » .
به نظرم ، ابن عربى هم چندان دور نرفته است ، آنجا كه در فتوحات مىگويد : « انسان همان كلمهء جامع و نسخهء عالم است . » چرا اين چنين نباشد ، در حالى كه خداوند روحش را
هامش
( 1 ) - تحريم ( 66 ) آيهء 12 : و سخنان و كتابهاى پروردگارش را استوار گرفت ، و از فرمانبرداران بود .
( 2 ) - فتح ( 48 ) آيهء 15 : مىخواهند حكم الهى را دگرگون كنند .