كلمه
لغويان در تعريف كلمه گفتهاند : « لفظ وضع شده براى معناى مفرد . » و « آنچه كه بر معناى تام و غير تامّ دلالت كند . » نحويان و متكلّمان همين را گفتهاند و افزودند : « كلمه بر هر يك از انواع سهگانه ، يعنى اسم و فعل و حرف ، دلالت مىكند . » اين تعريفها براى آن است كه بتوانيم وارد بحث كلمه در قرآن شويم . در هر آيه كه آمده است ، انديشههايى را القا مىكند و آرام نمىگيرد تا آرامش يقين و اطمينان بر آن نازل شود و آن زمانى است كه انديشه را در ميان معانى پراكندهء آن كه آيات دربر دارند ، به وحدت بكشاند و معناى واحدى كه در ظاهر متعدد هستند ، مشخّص شود .
در آياتى مثل
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
« 1 » ؛
كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
« 2 » ؛
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ
« 3 » ؛
وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
« 4 » ؛
وَ لَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ
« 5 » به معناى وعد ، قضاى تغييرناپذير ، حكم الزامى ، قانون جارى الهى و سنّت حتمى موجود است . بنا به نظر راغب ، به
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) آيهء 14 : اگر حكم پيشين پروردگارت نبود .
( 2 ) - يونس ( 10 ) آيهء 33 : بدين سان حكم پروردگارت تحقق يافت .
( 3 ) - يونس ( 10 ) آيه 96 : كسانى كه سخن ( حكم ) پروردگارت بر آنان تحقق يافته است .
( 4 ) - غافر ( 40 ) آيهء 6 : بدين سان ، حكم پروردگارت تحقّق يافت .
( 5 ) - شورى ( 42 ) آيهء 21 : اگر حكم فيصله بخشى ( پيشين ) نبود .