تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤

كلمات

پيداست كه جمع « كلمه » است و از نزديكترين تعريفهاى آن : « لفظى است كه براى معناى مفرد وضع شده باشد . » و در هر لفظ وضع شده ، مفرد يا مركّب ، ناقص يا تام ، و در كلمات نفسانى هم به كار مىرود . در تعريف كلمه گفته‌اند : « آن است كه بر معنايى دلالت كند ؛ بدون در نظر گرفتن ويژگى لفظ يا نقش يا وضع از جانب يك واضع بشرى . » اين تعريف ، همان‌گونه كه پيداست ، از حدود كلمهء منطوق و مكتوب به معانيى ديگر تجاوز مىكند كه وقتى به بحث مفهوم كلمات در جاهاى متعدد قرآن مىپردازيم ، مشخّص خواهد شد . در آيهء
وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها
« 1 » ، به معناى « شريعت و اوامر واجب » است . شريف رضى در كتاب حقائق التأويل فى متشابه التنزيل اين مطلب را بيان كرده است . همچنين مفسّران بزرگ هم بر درستى اين سخن استدلال كرده‌اند كه كلمات همراه با ذكر كتابهاست و آن چيزهايى است كه خداوند به پيامبران و رسولان وحى نموده و به بيان امر و نهى و وعد و وعيد پرداخته است . اين كلماتى كه مريم ( ع ) آنها را تصديق كرد به نظر جملهء مفسّران ، غير از آن كلماتى است كه آدم ( ع ) بعد از گناه و هبوط از بهشت دريافت كرد . چنان كه در قرآن هم آمده است :
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ
« 2 » . اينها مىگويند ، اين كلمات دعاهايى بوده‌اند كه آدم
هامش
( 1 ) - تحريم ( 66 ) آيهء 12 : و تصديق كرد سخنان پروردگارش را . ( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 37 : سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود ، و [ خدا ] بر او ببخشود .