كفر
در مراجعه به دلالت لغوى و اوّليه ، روشن مىشود كه معناى شايع كفر با اين معنا ارتباطى زياد دارد . كفر در لغت يعنى پنهان كردن چيزى ؛ گفته مىشود : « كفرت الشمس النجوم » ؛ يعنى خورشيد ستارگان را پنهان ساخت . به ابرى كه جلوى خورشيد را مىگيرد ، كافر گفته مىشود . شب تيره را به كفر وصف مىكنند ، چون همه چيز را مىپوشاند و هيچ چيز پيدا نيست . كشاورز را هم كافر گفتهاند ؛ چون بذر را در زمين پنهان مىكند . بنا به نظر راغب ، « اسم آنها نيست » چون اسم بيشتر از صفت بر ذات دلالت مىكند ، و صفت هرگاه جاى اسم را بگيرد از موصوف رويگردان مىشود ؛ پس كفر در انسان ذاتى نيست ، بلكه عارضى است و شدّت و ضعف مىيابد ، اگر قوى شود ايمان را پنهان مىسازد ، ولى آن را نفى و باطل نمىگرداند . به اين دليل كه هركس كفر ورزد با توبه يا هدايتى از جانب خداوند ، به ايمان بعد از كفر قبل از مرگش بازمىگردد ؛ امّا اگر بميرد در حكم كافر است . خداوند هم مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ
« 1 » ؛
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ
« 2 » .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 161 : كسانى كه كافر شدند و در حال كفر مردند ، لعنت خداوند بر آنان باد !
( 2 ) - نساء ( 4 ) آيهء 137 : كسانى كه ايمان آوردند ، سپس كافر شدند و باز ايمان آوردند ، سپس كافر شدند ، آنگاه به كفر خود افزودند ؛ قطعا خدا آنان را نخواهد بخشيد .