دروغ حرام شده است و مؤمن اگر مرتكب عمل زشت زنا گشت ، توبه مىكند و به سوى خدا بازمىگردد ، و يا اين عمل زشت را ادامه مىدهد ، كه از ايمان خارج مىشود و كافر مىگردد :
وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » . چون شهوت جنسى در فطرت انسان از دروغ ريشهدارتر است ، و گاهى مؤمن دچار لغزش مىشود ، امّا دروغ در اثر عادت طبيعت او مىگردد و اين طبيعت چيزى است كه جزء صفات مؤمنان نيست و در روحشان حلول نمىكند .
در حديث حضرت ( ص ) آمده است : « هرگاه بندهاى دروغ بگويد ، فرشتگان به اندازهاى كه از او گند و تعفن مىآيد ، از او دور مىشوند . » و همچنين فرمود : « شما را از دروغ بر حذر مىدارم ، چون دروغ به گناهان ديگر سوق مىدهد و گناهان هم به سوى آتش ؛ و شخص آن قدر دروغ مىگويد تا اين كه خداوند او را در زمرهء كذّابان مىنويسد . . . . » معنا در اين حديث روشن و گوياست ، و آن اين كه ، « دروغ جزء طبيعت كسى كه با آن انس و الفت دارد و تكرارش مىكند و لذّت مىبرد ، مىگردد تا جايى كه اميدى به توبه نيست و شفاعت هم سودى نمىبخشد . » همچنين فرمود : « تاجران ، فاجرانند . » گفته شد : « اى رسول خدا ! مگر خداوند معامله را حلال نكرد ؟ » فرمود : « چرا ، امّا آنها سوگند مىخورند و دچار گناه مىشوند و دروغ مىگويند . » روايت شد كه شخصى به پيامبر ( ص ) گفت : « اى رسول خدا ! من چهار خصلت را پنهان مىكنم : زنا ، شرابخوارى ، دزدى و دروغ ؛ كدام يك را ترك كنم ؟ » فرمود : « دروغ را ترك كن . » وقتى برگشت ، قصد زنا كرد و گفت : « از من خواهد پرسيد ؛ اگر دروغ بگويم نقض عهد و پيمان كردم ، و اگر اقرار كنم ، حد مىخورم . » سپس ، قصد دزدى و بعد شراب كرد و مثل قبل به فكر رفت و نزد پيامبر ( ص ) بازگشت و گفت : « تمام راه را بر من بستى و من همه را ترك كردم . »
همچنين فرمودهاند : « واى به حال كسى كه سخن مىگويد و براى خنداندن ديگران دروغ بگويد ، واى بر او ! واى بر او ! » سخن على ( ع ) كه اصبغ بن نباته آن را روايت مىكند ، به همين بازمىگردد . كه فرمود : « بنده طعم ايمان را نمىچشد ، مگر اين كه دروغ را به شوخى و جدى ترك كند . حضرت ( ص ) فرمودند : « بزرگترين خيانت آن است كه به دوستت كه با تو
هامش
( 1 ) - نور ( 24 ) آيهء 3 : و بر مؤمنان اين [ امر ] حرام گرديده است .