داد . و فرمود :
وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ
« 1 » . يعنى به آنها وحى قاطعانهاى وحى نموديم . فعل الهى مثل :
وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ
« 2 » ؛ و آيهء
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ
« 3 » كه به آفرينش ابداعى و فراغت از آن اشاره دارد . و مثل آيهء
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 4 » . امّا معناى هر دو مثل آيهء
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
« 5 » ؛ يعنى فيصله داده شد .
قول بشرى مثل ، حاكم به فلان امر فرمان داد ، چون حكم حاكم به گفتار است . فعل بشرى مثل آيهء
فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ
« 6 » ؛ و
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ
« 7 » ؛
أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ
« 8 » ؛ و
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً
« 9 » ؛ و
فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا
« 10 » .
نمونههاى آن در آيات فراوان است . از مرگ هم به قضا تعبير شده است . گفته مىشود : قضى نحبه ( مرگش فرارسيد ) ، گويى امر خاصّ دنيايىاش را فيصله داد . و معناى آيهء
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ
« 11 » ؛ يعنى گروهى از آنها مردند و گروهى منتظر مرگند . گفته شد ، به معناى آن است كه گروهى از آنها نذرش را ادا كردند ، چون بر خود ملزم كردند كه ميدان را براى دشمنان خالى نكنند تا كشته شوند ، و گروهى هم آمادهء برآوردن نذرشان هستند . امّا
هامش
( 1 ) - اسراء ( 17 ) ، آيهء ( 4 ) : و در كتاب [ آسمانىاشان ] به فرزندان اسرائيل خبر داديم .
( 2 ) - مؤمن ( 40 ) آيهء 20 : و خداست كه به حق داورى مىكند ، و كسانى را كه در برابر او مىخوانند ( عاجزند ) و به چيزى داورى نمىكنند .
( 3 ) - فصّلت ( 41 ) آيهء 12 : پس آنها را ( به صورت ) هفت آسمان در دو هنگام مقرّر داشت .
( 4 ) - بقره ( 2 ) آيهء 117 : [ خداوند ] آفرينندهء آسمان و زمين است .
( 5 ) - شورى ( 42 ) آيهء 14 : اگر سخنى ( داير بر تأخير عذاب ) از جانب پروردگارت تا زمانى معيّن ، پيشى نگرفته بود ، قطعا ميانشان داورى شده بود .
( 6 ) - بقره ( 2 ) آيهء 200 : و چون آداب ويژه حج خود را به جاى آورديد .
( 7 ) - حج ( 22 ) آيهء 29 : سپس بايد آلودگى خود را بزداييد .
( 8 ) - قصص ( 28 ) آيهء 28 : هريك از دو مدّت را به انجام رسانيدم ، بر من تعدّى [ روا ] نباشد .
( 9 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 37 : سپس چون زيد از آن [ زن ] كام برگرفت و او را ترك گفت .
( 10 ) - طه ( 20 ) آيهء 72 : پس هر حكمى مىخواهى بكن كه تنها در اين زندگى دنياست كه تو حكم مىرانى .
( 11 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 23 : برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در ( همين ) انتظارند .