عن المرء لا تسأل و سل عن قرينه * فكلّ قرين بالمقارن يقتدي « 1 »
سخنان مثبت و زيادى در كتابهاست ، و چه بسيار كتابهايى كه از تأثير همنشين و دوست در تمام احوال از خير و شر سخن گفتهاند . هركس كتاب الصداقة و الصديق ابو حيّان يا العقد الفريد ابن عبد ربه و عيون الاخبار ابن قتيبه را بخواند ، با بسيارى از سخنان حكيمان ، فيلسوفان و خردمندان و اهل نظر و درايت برخورد خواهد كرد كه همگى به پرهيز از بدان و دورى نمودن از آنان و معاشرت با نيكان و بزرگان و نزديكى جستن به آنان اشاره دارند ؛ و به بيان ارزش مصاحبت و تأثير آن در تربيت نفس و آراستن آن به فضايل يا زشت جلوه دادن رذايل مىپردازند .
كلينى در كافى فصلى خاص ، به جمع احاديث و اخبار مربوط به معاشرت و آداب آن اختصاص داده است ؛ از جمله ، حديثى مسند به رسول اكرم ( ص ) آورده است كه فرمودند :
« انسان بر دين دوست و همنشينش مىباشد . » و از مسيح ( ع ) نقل كرده است كه : « دوستى با بد سرايت مىكند و همنشين بد هلاك مىسازد . » و همچنين با إسناد به على ( ع ) آورده است كه ، حضرت رسول ( ص ) فرمودند : « به كسى كه با او سخن مىگوييد ، بنگريد ، چون بر كسى مرگ نازل نمىشود ، مگر اين كه يارانش براى او به سوى خدا به تصوير كشيده مىشوند ؛ اگر خوب باشند ، خوب و اگر بد باشند ، بد . » از امام صادق ( ع ) نقل شده است كه فرمودند : « با اهل بدعت مصاحبت نكنيد و با آنها مجالست نكنيد كه در نزد مردم يكى از آنها خواهيد شد . » در محاضرات الابرار به نقل يكى از ابرار نقل شده است كه گفت : « همنشينى با نيكان ، خير به همراه مىآورد و همنشينى با بدان ، مثل باد كه هرگاه به چيز خوشبو بوزد ، بوى خوش . شاعر در اين باب چه خوب سروده است :
لا تصحبنّ لئام الناس إنّ لهم * عدوى و إن كنت من عزمنا جيب
فالريح آخذة ممّا تمّر به * نتنا من النتن أو طيبا من الطيّب « 2 »
هامش
( 1 ) - از آدمى مپرس ، بلكه از دوستش بپرس ؛ چون هر همنشينى از همنشين خود پيروى مىكند .
( 2 ) - با مردم پست مصاحبت مكن ، كه واگير دارند . اگر از چيزهاى گرانبها دامنى داشته باشى و باد از هرچه مىگذرد ، بو مىگيرد . بوى گند را از گنديده و بوى خوش را از چيز خوشبو .