دانستهاند ، و اى كاش او اين سخنان را به كسانى نسبت مىداد كه دروغگويى آنان ثابت شده و تأليفات و كلمات آنان را نام مىبرد . ولى او حتّى يك نفر از ايشان را هم نام نبرده و همان گونه كه گفتيم به دلخواه خود اجماع و اتّفاقى آفريده و نقل كرده است . با اينكه اين حديث را اشخاص ذيل نقل كردهاند :
حاكم خطيب بغدادى ، بزّار ، أبو يعلى ، عقيلى ، طبرانى ، ابن شاهين ، ابو نعيم ، محبّ الدين طبرى ، ابن حجر ، سيوطى ، متّقى هندى ، هيثمى ، زرقانى ، صبّان ، بدخشى .
وقتى صحّت حديث ثابت شد ، كدام وزنهاى مىتواند به مناقشه و اشكالتراشى در مقابل آن بايستد و با اوهام و پندارها و وسوسهها و ذوق و سليقههاى سست و بىپايه و بعيد شمردنهاى خيالى بر آن ايراد گيرد ، چنان كه عادت و روش اين فرد - ابن تيميّه - در هر گونه فضيلتى است كه دربارهء اهل بيت نمىپسندد و چه ملازمهاى بين خويشتندارى و حرام بودن ذرّيّه بر آتش در بين است كه بخواهد جواب نقض داده افرادى همچون سارا و صفيّه و زنان با ايمان را در مقابل بياورد ، بلكه اين فقط فضيلتى است كه خداوند متعال به بانوى زنان جهان حضرت فاطمه عليها السّلام عنايت كرده ، و چه بسيار ديگر فضايل ويژهاى كه ديگر زنان با فضيلت همچون سارا و مريم و حوّا و ديگران از آنها بىبهرهاند و لذا اشكالى پيش نمىآيد كه دربارهء آن حضرت فضيلتى قائل شويم كه ديگران را از آن بهرهاى نبوده كه از اين گونه فضايل حضرت را بسيار است .
( 1 ) علّامه زرقانى مالكى در شرح مواهب ، ج 3 ص 203 در نفى اين ملازمه گويد :
حديث را أبو يعلى و طبرانى و حاكم از ابن مسعود آورده و حاكم آن را صحيح دانسته و شواهدى نيز بر صحّت دارد ، و مترتّب ساختن تحريم ذرّيّهء او بر آتش بر خويشتندارى از باب اظهار مزيّت و برترى فضايل آن حضرت در اين وصف است كه با اشاره به وجود اين وصف در حضرت مريم دختر عمران و ستايشى از صفت خويشتندارى آمده است و گرنه حرمت حضرت زهرا بر آتش از طريق رواياتى ديگر مسلّم و محرز است و اين حديث با احاديث ديگر تأييد مىشود كه از آن جمله حديث ابن مسعود است كه گويد :
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 892
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٨٩٢