آمده است كه « خداوند او و ذريّهاش را بر آتش حرام كرد » . و در صفحهء 112 از طريق بزّار و أبو يعلى و طبرانى و حاكم با لفظ و عبارت دوم آورده است و شبلنجى در « نور الابصار » ، ص 45 با هر دو عبارت نقل كرده است . « 1 »
( 1 ) 10 - مرحوم امينى أعلى اللّه مقامه در جاى ديگر گويد : ابن تيميّه حرّانى گويد :
حديثى كه از پيامبر اكرم نقل شده كه حضرت فرموده : « همانا فاطمه خويشتندارى كرد و عفّت خود را نگه داشت ، پس خداوند او و ذريّهاش را بر آتش حرام نمود . »
به اتّفاق حديثشناسان كذب محض است و دروغ بودنش براى غير اهل حديث نيز واضح است زيرا فرمايش حضرت : « فاطمه عفّت خود را حفظ كرد » تا آخر ، قطعا باطل است ، زيرا سارا زن حضرت ابراهيم نيز عفّت خويش را حفظ كرد و خداوند همهء ذرّيّه او را بر آتش حرام نكرد و نيز صفيّه عمّهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عفّت خود را حفظ كرد و از ذريّهء او هم افراد نيكوكار بودند و هم افراد ستمگر . خلاصه آنكه زنان پارسا و حافظ عفّت بيشمارند كه تعداد آنها را فقط خدا مىداند و در بين فرزندان آنها افراد مختلف از نيكوكار و تبهكار ، مؤمن و كافر وجود دارند . و نيز آنكه مزيّت و برترى فاطمه به خاطر خويشتندارى و عفّت او نيست زيرا در اين فضيلت عدّهء ديگرى از زنان با ايمان با وى شريكند .
در پاسخ بايد گفت كه جاى تعجّب و شگفتى بسيار از اين شخص مىباشد . وى گمان كرده كه اجماعات و اتّفاقات به دلخواه اوست ، كه هرگاه به تأويل آيه يا حديث يا مسأله و اعتقادى دست نيافت در تمام آنها به جوامع علمى بگويد : همهء شما اتّفاق داشته باشيد و بعد هم همگى آنها از مرده و زنده جواب مثبت به او مىدهند و او به اتّفاق و اجماع آنان احتجاج و استدلال مىكند . و به حقيقت سوگند كه اگر انسان از دروغ گفتن نهى نمىشد و منعى از سرودن سخنان بيهوده نداشت بيش از آنچه كه اين مرد گفته ، نمىتوانست بگويد .
اى كاش معلوم مىشد كه چگونه اتّفاق و اجماع بر بطلان و كذب اين حديث شده با اينكه گروهى از حفّاظ آن را نقل كرده و تعدادى از حديثشناسان آن را صحيح
هامش
( 1 ) الغدير ، ج 2 صص 62 - 61 .