« لأنّ اللّه قد فطمها » ( بدان جهت كه خداوند او را « فطم » كرده ) و از فطم به معناى منع است ، كه از اين معنا گرفته شده است : فطم الصبى ( كودك از شير گرفته شد ) و « و ذرّيّتها عن النّار يوم القيامة » ( و ذريّهاش را از آتش روز قيامت ) يعنى از آتش منع كرد و بازداشت . امّا دربارهء خود آن حضرت و دو پسرش اين منع و بازداشتن از آتش به طور مطلق است ، ولى غير از آن سه نفر ، بازداشتن از آتش عبارت از آتش و عذاب مخلّد و جاودانه است و لذا مانعى ندارد كه بگوييم بعضى از آنان به خاطر تطهير و پاك شدن وارد دوزخ مىشوند . بنابراين ، در اين حديث بشارتى براى خاندان آن حضرت است كه بر اسلام مىميرند و هيچگاه عاقبت كارشان با كفر ، و به صورت كافر ختم نمىشود .
( 1 ) نظير همين مطلب سخنى است كه سمهودى در خبر شفاعت دربارهء كسانى كه در مدينه بميرند گفته است ، با اينكه براى هركس كه مسلمان بميرد شفاعت مىشود . و يا اينكه آمده كه خداوند به احترام حضرت فاطمه براى كسانى از آنان كه مرتكب گناهان شده خواهان آمرزش است ؛ و يا اينكه به توبهء نصوح موفّقشان مىدارد ، هر چند به هنگام مردن باشد و توبهء ايشان را در آن هنگام از آنان مىپذيرد . اين حديث را ابن عساكر حافظ دمشقى روايت كرده است و نيز غسانى و خطيب روايت كرده و گفتهاند : در سند حديث افرادى ناشناخته وجود دارند ( لذا حديث مرفوع است ) : « إنّما سمّيت فاطمة لأنّ اللّه فطمها و محبّيها عن النّار » ( از آن جهت فاطمه را فاطمه ناميدند كه خداوند او و دوستدارانش را از آتش جدا ساخته است ) ، و در اين حديث مژدهاى همگانى براى هر فرد مسلمانى است كه آن حضرت را دوست داشته باشد ، و در اين تأويلاتى است كه ذكر شد . و امّا آنچه را كه ابو نعيم و خطيب روايت كردهاند : از حضرت رضا ، على بن موسى بن جعفر سؤال شد دربارهء اين حديث :
« حضرت فاطمه عفّت خويش را حفظ كرد و خداوند او و ذرّيّهاش را بر آتش حرام نمود » . حضرت فرمود : « اين مخصوص حسنين عليهما السّلام است » .
و آنچه را كه اهل حديث نقل كردهاند كه حضرت برادرش زيد را كه بر مأمون خروج كرده بود توبيخ و سرزنش فرمود ، و سخن او كه فرمود : تو به رسول خدا چه
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 894
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٨٩٤