خوردهام كه هركس را كه نافرمانى او را بكند هر چند از من اطاعت كند ، به جهنّم ببرم . « 1 »
( 1 ) علّامه مظفر در شرح اين حديث گويد : شكّى نيست كه اقرار به وجود خداوند و به پيامبرى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرط ايمان است و همچنين اقرار به امامت حضرت على ، چرا كه امامت آن حضرت به نصّ خدا و رسولش مىباشد و در اينكه امامت همچون نبوّت از اصول دين است ، امّا اقرار به آن فرع بر اقرار به خدا و رسول است و هركس به آن اقرار كند ، ايمانش كامل است و هركس به آن اقرار نكند ، ناقص الايمان است ، هر چند به خدا و رسولش اقرار كرده باشد . با توجّه به اين مقدّمه ، هركس از على عليه السّلام اطاعت كند و به حقّ او عارف باشد - چنان كه مقصود حديث نيز همين است - با اطاعت از على عليه السّلام مؤمن و مطيع خدا و رسولش مىباشد زيرا اطاعت از آن حضرت از آن جهت كه از سوى خداوند به عنوان امام تعيين شده مستلزم ايمان و اطاعت خدا و رسولش مىباشد و در آن صورت شايستگى ورود به بهشت را دارد ، هر چند خداوند را نسبت به بعضى از احكام نافرمانى كرده باشد كه در اين صورت نافرمانى على عليه السّلام را نيز نموده است ، در عين حال عصيان و نافرمانى او عصيان و نافرمانى مؤمنى است كه اهل غفران و آمرزش است . چنان كه كسى كه نافرمانى حضرت امير را نمايد منكر امامت او شده ، نسبت به خدا و رسول معصيت كار و سزاوار ورود به جهنّم است ، هر چند در ظاهر اطاعت خدا كرده باشد زيرا پيروى از خدا و رسول به صورت ايمان انجام نگرفته و اطاعت يك فرد مؤمن به شمار نمىرود تا قبول گردد ، مانند كسى كه در ظاهر اطاعت خدا را كند ولى رسول خدا را نافرمانى كند و منكر رسالت او باشد ، مانند اهل كتاب ؛ پس آنچه كه در حديث آمده كه خداوند متعال فرموده است : « سوگند خوردهام كه هركس از او اطاعت كند ، او را به بهشت ببرم هر چند كه نافرمانى مرا كرده باشد و هركس نافرمانى او را كرده باشد ، به آتش ببرم هر چند اطاعت مرا كرده باشد » ( يعنى در ظاهر از من اطاعت كرده باشد ) صحيح است .
همان گونه كه درست است گفته شود هركس اطاعت على را نمايد ، اهل نجات و
هامش
( 1 ) حاكم نيشابورى ، مستدرك ، ج 3 ص 141 و ينابيع المودّة ، ص 11 در ذيل آن .