تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 840

مساهمون:

ص٨٤٠
عبادتى ؟ ] برترين عبادات مىباشد . « 1 » در اين زمينه اخبار و روايات در حدّ تواتر است و نمىتوان در آن شكّ و ترديد نمود . ( 1 ) استاد مطهّرى از برخى بزرگان ( كه گفته مىشود وحيد بهبهانى است ) توجيه و تأويلى را نقل كرده كه نمىتواند چندان مورد قبول باشد و آن تأويل اين است : معناى حديث [ حبّ علىّ بن ابى طالب حسنة لا تضرّ معها سيّئة ] اين است كه اگر محبّت على عليه السّلام باشد ، هيچ گناهى به انسان صدمه نمىزند ، يعنى اگر محبّت على كه نمونهء كامل انسانيّت و طاعت و عبوديّت و اخلاق است از روى صدق باشد و به خودبندى نباشد مانع ارتكاب گناه مىگردد ، مانند واكسنى است كه مصونيت ايجاد مىكند و نمىگذارد بيمارى در شخص « واكسينه شده » راه يابد . « 2 » خلاصهء اين توجيه آن است كه دوستدار امير المؤمنين عليه السّلام مرتكب هيچ كار زشتى نمىشود تا بتواند به او آسيب برساند و آنچه كه موجب اين ترك گناه است ، محبّت او نسبت به حضرت است . لكن اين توجيه دردى را دوا نمىكند ، زيرا ضررى كه در اين روايت نفى شده ، با انتفاى موضوعش كه سيّئه باشد ، منتفى است و در صورتى كه موضوع ضرر كه معصيت باشد منتفى باشد ، ديگر ضررى وجود ندارد كه بخواهد با محبّت امير المؤمنين منتفى شود . ما منكر اثر محبّت حقيقى نيستيم ، امّا بحث در جايى است كه سيّئه و معصيت وجود داشته باشد . علّامه مجلسى رضوان اللّه تعالى عليه در ذيل حديث « لا يضرّ مع الايمان عمل و لا ينفع مع الكفر عمل » گويد : مقصود ضرر بزرگى است كه موجب خلود در دوزخ باشد . . . . « 3 » آرى ممكن است كه مقصود آن باشد كه دوستداران امير المؤمنين اگر قدمى به سوى گمراهى بردارند قدم ديگرشان به سوى طاعت و عبادت مىرود و بر اين
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد ، ج 12 ص 315 . ( 2 ) عدل الهى ، ص 411 . ( 3 ) بحار الانوار ، ج 68 ص 103 .