به اين مطلب اشاره كردهاند كه شايستگى آن حضرت براى مقام خلافت به خاطر خويشاوندى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيست بلكه به خاطر اطاعت از خداوند متعال است و خويشاوندى تنها ملاك براى استحقاق مقام خلافت نمىباشد چنان كه قريش و مخالفان آن حضرت معتقد بودند ، بلكه خويشاوندى روحى و پيوند معنوى ملاك تصدّى خلافت و ولايت است .
و امّا ديگر اخبار و روايات ، محور اصلى آنها دو چيز است : يكى رعايت تقيّه و خوشرفتارى با مخالفان تا باعث شود نفرت و روى گردانى آنان از امامان عليهم السّلام و بدگويى نسبت به ايشان از بين برود ، چنان كه اين مطلب از بيانات علّامه مجلسى در « بحار الانوار » و « مرآة العقول » در ذيل روايات و علّامه مولى محسن فيض كاشانى به دست مىآيد .
( 1 ) مطلب دوم : كه به عقيده من قابل توجيه و بلكه علّت اصلى مىباشد ، اين است كه ائمه عليهم السّلام ارشاد مردم ، و خصوصا ارشاد پيروان خود را وظيفهء خويش مىدانستند و مىخواستند آنان را به اخلاق شايسته و كردار و رفتار نيكو به سوى خداوند متعال سوق دهند ، جامعه را اصلاح و ايشان را بر اساس تقوا و دادگرى و گسترش نيكيها و ايجاد روح همكارى و ديگر چيزهايى كه مورد توجّه شارع مقدّس بوده ، دعوت كنند . و آنچه از آنان انتظار مىرفت همين بود ، زيرا متناسب با طينت پاك آنان و موافق با روحياتشان بود ، بلكه اشكال بر مخالفان و سركشان بدطينت و زشت باطن آنان است كه چگونه ممكن است به فكر كارهاى خوب بوده داعيهء امر به معروف و نهى از منكر داشته باشند و كارهاى نيك از آنان سر بزند ؟ ! ! اينكه ائمّه عليهم السّلام ، شيعيان خود را به معروف امر كرده از منكر نهى كنند ، امرى طبيعى و معمولى است و جاى تعجّبى در آن نيست ، بلكه سخن دربارهء اخبار و رواياتى است كه پاى اميدوارى بيشتر را دربارهء آنان باز مىكند كه در اين باره به حمد اللّه به اندازهء كافى صحبت كرديم .
و ما اگر از روى ناچارى بخواهيم مثالى بزنيم چنين خواهيم گفت كه : فرض كنيد دو نفر بر مركبى سوار شده در يك مسير به راه مىافتند . يكى از آن دو راه را اشتباه
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 846
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٨٤٦