تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 839

مساهمون:

ص٨٣٩
خداوند ، و ايمان به او ايمان به خداوند است . . . . « 1 » 2 - صرف مراجعه به طبيب تا به دستور او عمل نشود اثرى ندارد ، بر خلاف اذعان و اقرار به امامت كه به خودى خود عبادت و طاعت بوده پاداشى اختصاصى دارد و بنابراين ، اگر دوستدار ائمّه پيش از آنكه به دستوراتشان عمل كند ، از دنيا برود به خاطر اعتقادش به او پاداش داده مىشود ، هر چند اين پاداش پس از آن باشد كه به خاطر معصيتش عذاب مناسب آن را ببيند . به علاوه ، خود پذيرش ولايت امام بيماريهاى نفسانى را از بين مىبرد و پليديهاى روحى را پاك مىكند و آن خود اكسير اعظمى است كه ماهيّت را دگرگون كرده شقى را سعيد مىگرداند و ديگر فوايدى كه بر آن مترتّب است . ( 1 ) از عبد اللّه بن مسعود روايت شده كه گويد : در يكى از سفرها در خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم . عربى بيابانى با صدايى بلند و خشن فرياد زد : يا محمّد ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : چه مىگويى ؟ گفت : اگر كسى گروهى را دوست بدارد و به دستورات آنها عمل نكند چه مىشود ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : انسان با آن كسى است كه او را دوست دارد . « 2 » و نيز از آن حضرت نقل شده است كه : من دربارهء امّتم به همان اندازه كه به كلمهء « لا إله الا اللّه » اميدوارم ، دربارهء حبّ على نيز اميدوارم . « 3 » و از آن حضرت روايت شده است كه : محبّت على بن ابى طالب سيّئات را آب مىكند همان گونه كه آتش قلع را آب مىكند . « 4 » و از آن حضرت روايت شده است كه : محبّت على حسنه‌اى است كه هيچ سيّئه‌اى به آن ضرر نمىزند و بغض او سيّئه‌اى است كه هيچ حسنه‌اى با آن سود ندارد . « 5 » و از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : محبّت على عبادت و [ آن هم چه
هامش
( 1 ) شيخ اعظم انصارى ، كتاب طهارت ، ص 329 ، به قسمت ششم فصل طهارت مخالف ( اهل سنت ) نگاه كنيد . ( 2 ) بحار الانوار ، ج 27 ص 102 . ( 3 ) همان مدرك ، ج 39 ص 249 . ( 4 ) علّامه كشفى ، المناقب المرتضويّة ، ص 123 ، و به همين معنا روايتى در « لسان الميزان » ، ج 1 ص 185 مىباشد . ( 5 ) ينابيع المودّة ، ص 91 ، و بحار الانوار ، ج 39 ص 304 .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 839 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى