گفت : در صورتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خون هبار بن اسود را به خاطر ترساندن زينب كه موجب سقط جنين او شد مباح كرد ، بديهى است كه اگر رسول خدا زنده مىبود خون كسانى را كه فاطمه را ترسانده و موجب سقط جنين او شدند ، نيز مباح مىكرد .
به او گفتم : آيا از قول تو سخن كسانى را كه گويند : « فاطمه ترسانيده شد و جنين خود را سقط كرد » ، نقل بكنم ؟
گفت : نه از قول من اثبات و نفى آن را نقل نكن ! من در اين مورد متوقّف هستم زيرا اخبارش در نزد من متناقض است . « 1 »
( 1 ) 38 - فاطمه عليها السّلام به اسماء بنت عميس فرمود : چه كنم در حالى كه فقط استخوانى شدهام و پوست بر استخوانم خشكيده است ؟ « 2 » ( 2 ) 39 - در جاى ديگر فرمود : چگونه من برداشته و حمل شوم كه « صرت كالخيال » همچون خيال و وهم گشته پوست بر استخوانم خشكيده است . « 3 »
( 3 ) 40 - استاد ابو علم گويد : در روايتى آمده كه على عليه السّلام براى آن حضرت خانهاى در بقيع ساخت كه « بيت الاحزان » ناميده مىشد . آن خانه تا زمان ما باقى مانده كه جايگاهى است معروف به مسجد فاطمه در جهت قبّهء حرم حسن و عبّاس ، و ابن جبير به همين مطلب اشاره كرده مىگويد : پشت سر قبّهء عبّاسيّه خانهء حضرت فاطمه دختر رسول خداست كه معروف به بيت الحزن مىباشد ، گفته مىشود : اين همان خانهاى است كه حضرت پس از وفات پدرش در آنجا سكونت داشته و ماتمسراى او بود و پيوسته در حال غم و اندوه به سر مىبرد . « 4 »
( 4 ) 41 - در جاى ديگر گويد : حضرت زهرا عليها السّلام هفتاد و پنج روز پس از رحلت رسول خدا زندگى كرد ، و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده يكصد و هفتاد و پنج روز ، هيچگاه شادان و خندان ديده نشد . در هر هفته دو بار روزهاى دوشنبه و پنجشنبه
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 14 ص 193 .
( 2 ) مستدرك الوسائل ، ج 1 ص 13 .
( 3 ) همان مدرك .
( 4 ) توفيق ابو علم ، اهل البيت ، ص 167 .