ارتش بازداشته مىشود با اينكه چندان زمانى هم نگذشته و هنوز ياد تو از خاطرهها محو نشده است . اى رسول خدا ! شكايت و گلايه به خداوند است و بهترين دلدارى و تسلّا در وجود خود توست . درود و رضوان خدا بر تو و بر او باد .
و پس از آنكه امير المؤمنين عليه السّلام حضرت زهرا را به خاك سپرد ، بر سر قبرش ايستاده چنين سرود :
لكلّ اجتماع من خليلين فرقة * و كلّ الّذى دون الفراق قليل
براى جمعى از دو دوست جدايى است و اجتماع بدون جدايى اندك است .
و انّ افتقادى فاطما بعد احمد * دليل على ان لا يدوم خليل « 1 »
از دست دادن فاطمه - پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - دليل بر آن است كه هيچ دوستى باقى نمىماند .
( 1 ) 37 - ابن ابى الحديد در ضمن نقل تاريخ و سرگذشت مهاجرت زينب دختر رسول خدا از مكّه به مدينه گويد : محمّد بن اسحاق گويد : كنانة بن ربيع شترى برايش فرستاد و سوار شد ، وى تير و كمانش را برداشته روز روشن مهار شتر او را گرفته در حالى كه آن حضرت در كجاوهاى نشسته بود ، او را از وسط شهر حركت داد .
مردان و زنان قريش از اين قضيه خبردار شده با يكديگر گفتگو كرده اظهار داشتند :
اين درست نيست كه دختر محمّد بدين گونه از جلو چشم ما بيرون رود و ما هيچ عكس العملى نداشته باشيم . با سرعت او را تعقيب كرده در ذى طوى خود را به او رساندند . نخستين كسى كه خود را به او رسانيد ، هبّار بن اسود بن عبد المطلب بن اسد ابن عبد العزّى بن قصى به همراهى نافع بن عبد القيس فهرى بود . هبّار با نيزه به كجاوه او حملهور شد و آن حضرت كه حامله بود ، سخت ترسيد و بر اثر ترس خون ديد و پس از بازگشت كودك خود را سقط كرد . بدين جهت در فتح مكّه رسول خدا خون هبّار بن اسود را مباح كرد .
سپس ابن ابى الحديد گويد : اين خبر را نيز بر نقيب ابى جعفر رحمه اللّه قرائت كردم و
هامش
( 1 ) سيد محسن امين ، المجالس السنيّة فى مناقب و مصائب العترة النبوية ، ج 2 صص 126 - 123 .