تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
و انّ افتقادى فاطما بعد احمد * دليل على ان لا يدوم خليل
از دست دادن فاطمه پس از حضرت احمد دليل بر آن است كه دوستى دوام نخواهد داشت . « 1 » ( 1 ) 29 - استاد عبد الفتاح عبد المقصود گويد : . . . چه شد كه على همچون سعد بن عباده در نظر عمر بن خطّاب سزاوار قتل نشد تا آشوبى به پا نخيزد و تجزيه‌اى صورت نگيرد ؟ ! چون در نظر عمر كه خيلى دلسوز وحدت جهان اسلام بود ، كشتن على لازم‌تر بود و همين مطلب را هم مردم زمزمه مىكردند و بر سر زبانها بود ، و اين سخنان از خواطرى پرده برمىداشت كه گمانهايش در مسير تبديل شدن به يقين بود ( و احتمال قوى داشت كه عمر چنين كند ) . و بدين گونه در آن روزها حركات و جهت‌گيرىهاى عمر بن خطّاب بر شايعات سبقت مىگرفت و او به همراه گروهى از ياران و اطرافيانش به طرف خانهء فاطمه حركت كرد . تصميم گرفته بود كه پسر عموى رسول خدا را اگر خود از روى ميل براى بيعت جلو آمد كه بسيار خوب و اگر نيامد او را وادار كند كه به آنچه تا آن لحظه خوددارى كرده ، اقرار كند . عدّه‌اى گفتند كه فقط شمشير مىتواند فرمانبردارى را برقرار كند ، و عدّه‌اى ديگر مىگفتند كه به زودى شمشيرها با يكديگر برخورد خواهند كرد ، گروهى ديگر مىگفتند كه بهترين وسيله براى حفظ وحدت و راضى كردن و اقرار گرفتن برافروختن آتش است ! آيا بر دهان مردم قفلى زده شده بود و نمىتوانستند روايت كنند كه عمر دستور داد به در خانهء حضرت زهرا كه على و يارانش در آنجا به سر مىبردند هيزم ببرند و آتش بزنند تا تهديدى براى قانع شدن و يا ترسانيدنشان باشد ؟ . . . . آن مرد با حالت كينه‌توزى و پرخاش به خانهء على روى آورد ، يارانش و كسانى كه با او آمده بودند ، او را كمك و پشتيبانى نمودند ، به زور وارد خانه شده و يا مىخواستند وارد شوند ، به ناگاه چهره‌اى همچون صورت و چهرهء رسول خدا بر در
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 43 صص 180 - 174 .