تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
( 1 ) حضرت مىفرمايد : من آن دو را از روى سينهء مادرشان بلند كرده شروع به بستن كفن نمودم و در آن لحظه اين ابيات را مىخواندم :
فراقك اعظم الاشياء عندي * و فقدك فاطم ادهى الثّكول
مفارقت و جدايى تو بزرگترين چيز در نزد من است و از دست دادن تو دشوارترين مصائب است اى فاطمه !
سأبكي حسرة و انوح شجوا * على خلّ مضى اسنى سبيل
از روى حسرت خواهم گريست و با اندوه و غم ، ناله خواهم زد به خاطر دوستى كه به روشن‌ترين راه حركت كرد .
الا يا عين جودى و اسعدينى * فحزنى دائم ابكى خليلى
اى ديده فروريز و بخشش كن و مرا يارى ده ! اندوه من هميشگى است و بر دوستم مىگريم . سپس جنازهء حضرت زهرا را روى دست گرفته نزديك قبر پدرش رسول خدا آورده صدا زد : السلام عليك يا رسول اللّه ، السلام عليك يا حبيب اللّه ، السلام عليك يا نور اللّه ، السلام عليك يا صفوة اللّه ، درود و تحيّت پياپى از من بر تو و به سوى تو ، و از طرف دخترت كه به آستان تو فرود آمد . وديعه بازگردانده و گروگان پس گرفته شد . بر فقدان رسول و پس از او بر بتول ، غم و اندوه فراوان . زمين بر من سياه گشته و سرسبزى و طراوتش دور شده ، پس اى واى ، واى و افسوس . بعد جنازه را بر كنار روضهء پيامبر گذاشته به همراه خانواده و دوستان و ياران و اطرافيانش و گروهى از مهاجران و انصار بر آن نماز خواند . پس از آنكه بدن را در قبر گذاشته سنگ لحد را چيد ، اين ابيات را خواند :
ارى علل الدّنيا علىّ كثيرة * و صاحبها حتّى الممات عليل
بيمارى و گرفتاريهاى دنيا را بر خود فراوان ديدم و كسى كه در دنيا زندگى مىكند ، تا هنگام مرگ عليل و بيمار است .
لكلّ اجتماع من خليلين فرقة * و انّ بقائى عندكم لقليل
براى هر اجتماعى كه از دو نفر دوست تشكيل مىشود ، جدايى خواهد بود و باقى ماندن من نيز در نزد شما اندك است .