تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
روايت بخارى و مسلم و امثال آنها كه در دشمنى با خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و دوستى با دشمنانشان كوشيده و به شاهان و زورمندانشان چشم دوخته‌اند و در پى جاه و جلال نزد خلفا و خوشنامى و كسب موقعيّت در دربار سلاطين بوده‌اند نيست . . . . « 1 » ( 1 ) 23 - و در حديث مفضّل از حضرت صادق عليه السّلام نيز مطالب ذيل نقل شده است : . . . قضيّهء جمع كردن هيمه و هيزم به منظور سوزاندن خانهء امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و زينب و امّ كلثوم و فضّه و برافروختن آتش بر در خانه و بيرون آمدن حضرت زهرا عليها السّلام در مقابل آنان و صحبت با آنها از پشت در و فرمايش آن حضرت به عمر : « واى بر تو اى عمر ! اين چه جسارتى است كه بر خدا و رسولش روا مىدارى ؟ ! مىخواهى نسل او را از روى زمين بردارى و نور خدا را خاموش كنى ؟ خداوند تمام كنندهء نور خود مىباشد . » و پرت كردن عمر آن حضرت را و گفتن به او : « اى فاطمه دست بردار ! محمّد حاضر نيست و فرشتگان امر و نهى و دستورى بازدارنده از سوى خداوند نياورده‌اند ، و على نيز همانند ديگر مسلمانان است [ و برتر از ديگران نمىباشد ] تو بايد يكى از دو كار را انتخاب نمايى : يا على از منزل بيرون رود و با أبو بكر بيعت كند و يا اينكه همه [ در آتش ] مىسوزيد . » و همچنين داخل كردن قنفذ ملعون دست خود را به درون در براى گشودن آن و تازيانه زدن عمر بر بازوى آن حضرت به طورى كه همچون بازوبندى سياه بالا آمد و فشار دادن در را با پاى خود بر شكم آن حضرت ، كه در آن ايّام شش‌ماهه حامله بود به طورى كه فرزندش محسن را كه در شكم داشت سقط كرد ، و هجوم عمر و قنفذ و خالد بن وليد بر خانهء آن حضرت و نيز سيلى زدن به صورت آن حضرت به گونه‌اى كه گوشواره‌اش در زير روپوش آشكار شد و حضرت با صداى بلند گريه مىكرد و مىگفت : « بابا جان ، اى رسول خدا ! دخترت فاطمه تكذيب مىشود و كتك مىخورد و كودكش در شكم كشته مىشود » ، و نيز خارج شدن امير المؤمنين عليه السّلام خشمگين با ديدگان سرخ رنگ و اينكه عبايش را بر روى زهرا انداخته او را به سينه چسبانيد . . . و بر سر فضّه بانگ زده فرمود : اى فضّه بانويت را درياب ! و آنچه را كه ويژهء بانوان است ، نسبت به او انجام
هامش
( 1 ) همان مدرك .