تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
بده ! كه بر اثر لگدى كه بر او وارد شده و ضربهء در كه بر او خورده ، خون از او جارى شده است ، محسن سقط شد . و حضرت فرمود : او به جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىپيوندد و به او شكوه خواهد كرد . . . . « 1 » ( 1 ) 24 - و نيز حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هنگامى كه على را از منزل بيرون بردند ، حضرت فاطمه جلو در خانه بين آن حضرت و مردم واسطه شد . قنفذ با تازيانه بر بازويش زد و بر اثر آن تازيانه برآمدگىاى به مانند بازوبندى بر بازويش بالا آمد و نيز استخوان پهلويش شكست و كودكش سقط شد . . . . « 2 » ( 2 ) 25 - ارشاد القلوب : از جمله معايب و ايراداتى كه بر آنها وارد مىباشد ، مطالبى است كه در داستان رحلت حضرت زهرا عليها السّلام اتّفاق افتاده است . آرى ، فاطمه‌اى كه نور چشم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و محبوبترين مردم به او بود و مريم كبرى و حوريّه‌اى كه از آب بهشت و از پشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به زمين آمد ، همان بانويى كه رسول خدا در حقّ او فرمود : « همانا خداوند به خاطر خشنودى تو خشنود و به خاطر خشم تو به خشم مىآيد . » و نيز فرمود : « فاطمه پارهء تن من است ، هر كس او را بيازارد ، مرا آزرده است . » و روايت شده كه به هنگام وفاتش به اسماء بنت عميس فرمود : پس از آنكه ديده فرو بستم ، به اطراف خانه نگاه كن ! پرده‌اى از پارچه‌هاى بهشتى در گوشهء اتاق آويخته مىشود . تو و زينب و امّ كلثوم مرا به پشت آن پرده ببريد و به حال خود واگذاريد ! پس از آنكه ديدگانش بسته شد آن پرده نمايان شد . ما آن حضرت را برداشته پشت آن پرده قرار داديم ، غسل كرد و كفن پوشيد و با حنوطى كه كافورش را جبرائيل در سه كيسه از بهشت آورده بود ، خود را حنوط كرد . جبرائيل به هنگامى كه آن كافورها را از بهشت آورده بود ، به رسول خدا عرض كرده بود : خداوند به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : اين حنوط تو و حنوط دخترت و حنوط برادرت على است در سه بخش تقسيم شده و كفن و آب و ظرف آنها از بهشت خواهد بود . و روايت شده كه آن حضرت پس از غسل و تكفين و حنوط از دنيا رفت ، زيرا
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 53 صص 19 - 18 . ( 2 ) مرآة العقول ، ج 5 ص 320 .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 695 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى