مطلب گواهند . وى فدك را به من برگرداند و اين نوشته را به من داد . عمر نوشته را از آن حضرت گرفت و نزد أبو بكر آمده گفت : تو فدك را به فاطمه دادهاى و سندش را نوشتهاى ؟ گفت : آرى . گفت : على به سود خود گواهى مىدهد و امّ ايمن يك زن است . بعد آب دهان بر روى آن سند انداخته نوشته را پاك و سند را پاره كرد .
روايت شده كه أبو بكر پس از گواهى امير المؤمنين عليه السّلام دستور داد فدك را به حضرت زهرا بدهند . عمر بر اين حكم ابو بكر اعتراض كرده نوشته را پاره كرد . « 1 »
( 1 ) 19 - برهان الدين شافعى گويد : در عبارت سبط ابن جوزى چنين آمده است :
أبو بكر سند فدك را براى حضرت زهرا نوشت ، عمر بر او وارد شده گفت : اين چيست ؟ گفت : نوشتهاى است براى فاطمه دربارهء ارث او از پدرش . گفت : پس از كدام درآمد مىخواهى به مسلمانان بدهى با اينكه مىبينى عرب با تو در جنگ است ؟ بعد نامه را گرفته پاره كرد . « 2 »
( 2 ) 20 - علّامه مقرّم گويد : أبو بكر نامهاى در مورد بازگرداندن فدك به فاطمه نوشت . حضرت از نزد او خارج شد و نامه را در دست داشت . عمر در بين راه به آن حضرت رسيده فهميد كه آن حضرت نزد أبو بكر بوده پرسيد : كجا بودى و چه كار داشتى ؟ حضرت جريان نوشتن أبو بكر را در مورد بازگرداندن فدك به او گفت . وى نامه را طلبيد . حضرت خوددارى كرد . وى با لگد بر آن حضرت زده نامه را به زور از او گرفت . آب دهان بر آن انداخت و آن را پاره كرده گفت : فدك فىء مسلمانان است ، و بر اين مطلب عايشه ، حفصه و اوس بن حدثان شهادت مىدهند . حضرت فرمود : نامهام را پاره كردى ، خدا شكمت را پاره كند . « 3 »
( 3 ) 21 - ابن حجر عسقلانى در شرح حال علوان گويد : از عبد الرحمن بن عوف از پدرش روايت شده كه گويد : به عيادت أبو بكر رفتم . وى از جا برخاست و نشست . . .
عبد الرحمن به او گفت : الحمد للّه ناراحتى و مشكلى در تو نمىبينم ، بر دنيا اندوهى
هامش
( 1 ) شرح النهج ، ج 16 ص 274 .
( 2 ) سيرة الحلبيّه ، ج 3 ص 362 .
( 3 ) وفاة الصديقة الزهراء ، ص 78 .