آتش طلبيد تا خانه را آتش زند . فاطمه جلو او را گرفته گفت : اى پسر خطاب ! آمدهاى كه خانه ما را آتش بزنى ؟ گفت : آرى . . . . « 1 »
( 1 ) 9 - صلاح الدين شافعى « 2 » ، در شرح حال نظّام در ضمن اقوال و عقايد او گويد :
وى گفته است كه عمر در روز بيعت چنان به شكم فاطمه عليها السّلام كوبيد كه محسن از شكمش بر زمين افتاد . « 3 »
( 2 ) 10 - محدّث قمى در شرح حال نظام گويد : شرح حال او را « صفدى » در كتابش « الوافى بالوفيات » آورده و صاحب كتاب « عبقات » عقايد و آراى او را از قول وى نقل كرده است . از جمله اقوال او عبارت است از : عدم حجّيت اجماع و قياس ، و حجّيت قول معصوم ، و تصريح پيامبر بر امامت على عليه السّلام و تعيين آن حضرت به عنوان اين منصب و معرفى آن حضرت براى صحابه ، و اينكه عمر به خاطر أبو بكر نص و تصريح پيامبر را كتمان كرد ، و نيز خبر سقط جنين حضرت فاطمه و كشته شدن محسن را نقل كرده است . « 4 »
( 3 ) 11 - مورّخ بزرگ ، اسماعيل ابو الفداء گويد : گروهى از بنى هاشم و زبير و عتبة بن ابى لهب و خالد بن سعيد بن عاص و مقداد بن عمرو و سلمان فارسى و ابو ذر و عمّار بن ياسر و براء بن عازب و ابىّ بن كعب ، كه جملگى اينان به على بن ابى طالب متمايل بودند ، از بيعت با أبو بكر ابا كردند . عتبة بن ابى لهب در اين مورد چنين سروده است :
و ما كنت احسب انّ الامر منصرف * عن هاشم ثمّ منهنّ عن ابى حسن
نمىپنداشتم زمام امر از بنى هاشم و سپس از بين آنان از ابو الحسن على عليه السّلام برگردد .
عن اوّل النّاس ايمانا و سابقة * و اعلم النّاس بالقرآن و السّنن
از شخصيّتى كه نخستين نفر در ايمان مىباشد و گوى سبقت را ربوده است و آشناترين مردم به قرآن و دستورات پيامبر بود .
هامش
( 1 ) عقد الفريد ، ج 5 ص 13 .
( 2 ) متوفاى 764 .
( 3 ) الوافى بالوفيات ، ج 5 ص 347 .
( 4 ) الكنى و الالقاب ، ج 3 ص 219 .