تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦

حديث ساختگى ديگر

( 1 ) در برخى از روايات وارد شده است كه بين حضرت على و حضرت فاطمه عليهما السّلام اختلافى روى داد و حضرت رسول آن دو را با يكديگر آشتى داد ، چنان كه شيخ صدوق أعلى اللّه مقامه علّت آنكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين عليه السّلام را به كنيه ابو تراب خواند ، آورده است « 1 » و ( با حذف سند ) گويد : از ابو هريره روايت شده است : روزى حضرت رسول نماز صبح را با ما خواند و بعد با چهره‌اى غمگين از جا حركت كرد و ما نيز در خدمت آن حضرت به راه افتاديم تا به منزل حضرت فاطمه عليها السّلام رسيديم . حضرت مشاهده فرمود كه على عليه السّلام بر در خانه روى خاك خوابيده ، حضرت خاكها و گرد و غبار را از پشت على پاك كرده فرمود : برخيز ! پدر و مادرم فداى تو باد اى ابو تراب ! بعد دست او را گرفته به منزل فاطمه وارد شدند . كمى درنگ كرديم ، صداى خندهء بلندى را شنيديم . رسول خدا با چهره‌اى بشّاش و تابان از منزل خارج شد . عرض كرديم : يا رسول اللّه ! شما با چهره‌اى گرفته وارد شده و با چهره‌اى خندان خارج گشتيد ؟ فرمود : چگونه خوش‌حال نباشم و حال آنكه بين دو نفر را كه محبوبترين مردم روى زمين نزد من و اهل آسمانند ، صلح و آشتى برقرار كردم . و به اسنادش از حبيب بن ابى ثابت گويد : بين حضرت على و فاطمه عليها السّلام كدورتى پيش آمده بود . رسول خدا وارد شد . . . و بعد بيرون آمد . به آن حضرت گفته شد : يا رسول اللّه ! شما وارد شديد با حالت اندوه و خارج شديد با چهرهء بشّاش و شادان ؟ فرمود : چه چيز مىتواند مرا از شادى بازدارد در حالى كه بين دو نفرى كه محبوبترين افراد روى زمين نزد منند ، صلح و آشتى دادم . شيخ صدوق رحمه اللّه مىگويد : اين روايت نزد من مورد قبول نيست و به عقيدهء من علّت اين نامگذارى ، اين داستان نمىتواند باشد ، زيرا بين على و فاطمه هيچ‌گاه سخنى و بحثى پيش نمىآمد كه محتاج صلح دادن رسول خدا باشد ، زيرا آن حضرت سرور و آقاى جانشينان ( سيّد الوصيين ) بود و همسرش فاطمه عليها السّلام بانوى زنان جهانيان
هامش
( 1 ) شيخ صدوق ، على بن بابويه ، العلل ، باب 125 .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 666 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى