تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
من از اويم ، او پس از من ولىّ هر مؤمنى است . « 1 » و همچنين است حديث بريده ، و عبارتش بدين گونه است : گويد : رسول خدا دو گروه را به يمن فرستاد ، بر يكى از آنها على بن ابى طالب عليه السّلام و بر ديگرى خالد بن وليد را مأمور كرده فرمود : اگر با يكديگر برخورد كرديد ، على امير همهء شما خواهد بود ، و اگر در دو گروه بوديد ، هر يك از شما امير لشكر خودش باشد . راوى گويد : ما به قبيله بنى زبيده از اهالى يمن رسيده درگير شديم . مسلمانان بر مشركان پيروز شدند . عدّه‌اى از جنگجويان را كشته زن و فرزندانشان را به اسارت گرفتيم . على از بين اسيران ، زنى را براى خود برگزيد . بريده گويد : خالد نامه‌اى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نوشت و آن را گزارش داد و به من داد تا به حضرت برسانم . هنگامى كه نزد حضرت رسول شرفياب شده نامهء خالد را به آن حضرت دادم و نامه بر آن حضرت قرائت شد ، آثار خشم در چهرهء حضرت نمايان گرديد . عرض كردم : يا رسول اللّه ! من در جايگاه كسى هستم كه در پناه است ، مرا به همراه مردى مأموريت دادى و دستور فرمودى از او پيروى كنم . من به مأموريّت خود عمل كردم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « دربارهء على سخنى به زشتى نگوييد ! او از من است و من از اويم و او پس از من ولىّ شماست . » « 2 » ( 1 ) طبرانى همين حديث را به طور مفصل نقل كرده ضمن رواياتى كه آورده ، اين عبارت نيز آمده است : هنگامى كه بريده از يمن برگشت و وارد مسجد شد . ديد عدّه‌اى بر در خانهء حضرت رسول اجتماع كرده‌اند . آنان به احترام او از جاى حركت كرده به وى سلام داده پرسيدند : چه خبر دارى ؟ گفت : خبر خوب ، خداوند مسلمانان را پيروز كرد . گفتند : تو براى چه كار آمده‌اى ؟ گفت : به خاطر كنيزى كه على بابت خمس گرفت . آمده‌ام تا رسول خدا را از اين كار باخبر كنم . گفتند : آرى ، زود خبر بده تا على از
هامش
( 1 ) علّامه سيد شرف الدين ، المراجعات ، مراجعهء 36 . ( 2 ) احمد بن حنبل ، مسند ، جزء 5 ص 356 .