پس بدان كه پيش از آن قريش « 1 » و مجتمع مشورتى آنان نيز از روى نادانى پيشواى پيامبران را نپذيرفت .
و حاربه اهل الكتاب لبغيهم * و كانوا به يستفتحون لدى الوهل
و اهل كتاب به خاطر ستم و تجاوزشان با اينكه به هنگام گرفتارى به نام او مىجنگيدند و پيروزى مىجستند ، با او ستيزه كردند .
و قد كذّب الرّسل الكرام و قوتلوا * فما ضرّهم خذلان قوم ذوى جهل
پيامبران بزرگوار تكذيب و كشته شدند و خوار كردن نادانان زيانى به آنان وارد نياورد .
و لو كانت الشّورى لقوم ذوى فضل * لما عدلوا بالامر يوما الى الرّذل
اگر شورى از مردمان با فضيلت تشكيل مىشد ، هيچگاه به پستى و فرومايگى برنمىگشتند .
ابوا حيدرا اذ لم يكونوا كمثله * و ما النّاس الّا مائلون الى المثل
آنان از آن جهت منكر امير المؤمنين شده او را نپذيرفتند كه مثل او نبودند و مردم هميشه به همگنان خود تمايل دارند .
ابوه و يأبى اللّه الّا الّذى أتوا * و هل بعد حكم اللّه حكم لذى عدل
آنان او را نپذيرفتند و خداوند نيز جز همان چه را كه انجام دادند ، نخواست [ و همان را مبناى حكم خود قرار مىدهد ] و آيا پس از حكم خداوند حكمى براى دادگران وجود دارد ؟
تا آنجا كه گويد :
و زوّجه المختار بضعته و ما * لها غيره فى النّاس من كفو عدل
پيامبر برگزيده ، پارهء تن خود را به همسرى او درآورد و در بين مردم غير از او كسى ديگر كفو و همتاى وى نبود .
و انّ إله العرش ربّ العلى قضى * بذا و تولّى الامر و العقد من قبلى
خداوند عرش ، پروردگار بزرگ ، دستور اين ازدواج را داده بود و از قبل امورش را بر عهده گرفته خود عقد او را خوانده بود .
هامش
( 1 ) منظور دو كوچ زمستانى و تابستانى قريش مذكور در قرآن ، سورهء قريش ( 106 ) : 2 :رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ، مىباشد . ( مترجم )