و من باع بالاثمان جوهرة الهدى * كما باع بالخسران جوهرة العقل
و به آن كس كه گوهر هدايت را به پول فروخته ، همان گونه كه گوهر خرد را به زيان فروخته است :
هجوت اناسا فى الكتاب مديحهم * و فى العقل بان الفضل منهم و فى النّقل
تو انسانهايى را هجو كردهاى كه مدح آنان در قرآن آمده و فضيلت آنان در عقل و نقل آشكار است .
و لفّقت زورا كادت السّبع تنطوى * له و الجبال الشمّ تهوى الى السّفل
ياوههايى به هم بافتهاى كه آسمانهاى هفتگانه از آنها به هم پيچيده و كوههاى مرتفع فرو مىريزد .
علوا حسبا عن ان يصابوا بوصمة * فيدفع عن احسابهم انا او مثلى
ايشان از حيث نسب بالاتر از آنند كه بتوان بر آنان ايرادى گرفت و من و امثال من از حسب آنان دفاع كند .
تا آنجا كه گويد :
( 1 )
علىّ ابونا كان كالطّهر جدّنا * له ما له الّا النّبوّة من فضل
على پدر ما مانند جدّ پاك ماست ، غير از نبوّت ديگر فضائلى كه او داشت ، على هم دارا بود .
و ذو الفضل محسود لذى الجهل و العمى * لذا حسد الهادى النّبىّ ابو جهل
كسى كه داراى فضيلت است ، مورد حسد نادان و كور قرار مىگيرد ، بدين جهت ابو جهل بر پيامبر راهنما حسادت ورزيد .
تا آنجا كه گويد :
لئن كانت الشّورى ابته و قبلها * سقيفتهم اصل المفاسد و الختل
اگر شورى او را نپذيرفت و نيز پيش از آن سقيفهء آنان كه اصل مفاسد و گمراهيها بود .
فقد كان اهل الرّحلتين و ندوة * ابوا قبلها من جهلهم سيّد الرّسل