2 -
« وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ » *
« 1 » 3 -
« إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ »
« 2 » ( 1 ) قرآن مجيد را جز با دليل ثابت و مسلّم نمىتوان تخصيص زد و خبر واحدى كه عمل به ظاهر آن به خاطر مخالفتش با سيرهء تمام پيامبران گذشته صلوات اللّه على نبينا و آله و عليهم امكان ندارد ، نمىتواند مخصّص عموم آيات ارث باشد .
خبر واحدى كه صدّيقه و صدّيق امّت كه وارث علم پيامبر بزرگوارند و خداى متعال ايشان را چون جان پيامبرش به شمار آورده ، درست ندانسته در مقابل آن تسليم نشدهاند ، نمىتواند قرآن مجيد را تخصيص زند .
خبر واحدى كه هيچ يك از دانشمندان اسلامى و در پيشاپيش آنان عترت پاك رسول خدا آن را نقل نكرده با اينكه مضمون آن خبر به آنان مربوط مىشود و آنان به خاطر آن خبر از حكم كتاب خدا و سنّت شريف و از ارث پدر خود محروم گشتهاند ، نمىتواند مخصّص آيات قرآن باشد ، زيرا پيامبر وظيفه داشت كه خاندان خود را از وجود آن مخصّص آگاه كند و با اينكه نياز به دانستن آن حكم بود ، بيان آن حكم را از زمان حاجت به تأخير نيندازد و از تمام خانواده و خويشاوندان و امّت خود تا واپسين دقايق زندگى كتمان نكند .
خبر واحدى كه اين همه گرفتاريها براى امّت اسلامى پيش آورده دروازهء دشمنى و عداوت را كاملا به روى آنان باز كرده آتش بغض و كينهتوزى را قرنها در بين آنان شعلهور ساخت و از نخستين روز تكوين جامعهء اسلامى تفرقه و نفاق بين آنان پديد آورده صفوف فشرده آنان را از هم گسسته ، در صلح و صفا و توحيد كلمه را به روى آنان بسته است ، نمىتواند مخصّص عموم آيات ارث باشد . خداوند راوى اين حديث را از امّت اسلامى جزاى خير دهد ! ؟
مطلب ديگر آنكه اگر أبو بكر در نقل اين حديث صادق بود و به راستى اين حديث را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده بود پس چرا خود با نوشتهاى كه به دست فاطمه
هامش
( 1 ) انفال ( 8 ) : 75
( 2 ) بقرة ( 2 ) : 180 .