نمىتوانم به تو واگذار كنم . و بعد حضرت درآمد آن را به كسانى كه در راه مانده ابن السبيل محسوب مىشدند ، مىبخشيد ، بعد كه أبو بكر و عمر و عثمان و على به حكومت رسيدند آن را به همان موردى كه رسول خدا قرار داده بود ، اختصاص دادند . معاويه كه به حكومت رسيد ، آن را به مروان بن حكم بخشيد و مروان به پدرم و به عبد الملك داد و بعد به من و وليد و سليمان رسيد . وليد كه به حكومت رسيد ، از او خواستم سهمش را از فدك به من ببخشد و همچنين از سليمان خواستم كه سهمش را به من بدهد . آن دو با درخواست من موافقت كرده سهم خود را به من واگذار كردند و من ديگر اموالى را كه دارم ، بيش از اين مال دوست مىدارم بنابراين ، آن را به همان موردى كه در اصل بود واگذار كردم .
5 - در دوران حكومت عمر بن عبد العزيز فدك در دست فرزندان حضرت زهرا بود و بعد كه يزيد بن عبد الملك به حكومت رسيد ، از آنان گرفت و تا پايان خلافت بنى اميّه بين بنى مروان دست به دست مىگشت .
6 - هنگامى كه ابو العبّاس سفّاح به حكومت رسيد ، آن را به عبد اللّه بن حسن بن على امير المؤمنين برگردانيد .
7 - بعد كه ابو جعفر منصور دوانيقى به خلافت رسيد ، آن را از اولاد امام حسن عليه السّلام پس گرفت .
8 - مهدى پسر منصور عبّاسى به فرزندان حضرت فاطمه برگردانيد .
9 - موسى بن مهدى و برادرش آن را از فرزندان حضرت زهرا گرفتند و تا زمان خلافت مأمون در دست بنى عبّاس بود .
( 1 ) 10 - مأمون در سال 210 آن را به فرزندان حضرت زهرا برگردانده به قثم بن جعفر ، والى خود در مدينه چنين نوشت :
امّا بعد ، همانا امير المؤمنين با توجّه به موقعيّت و مقامى كه نسبت به دين خدا و جانشينى رسول خدا و خويشاونديى كه نسبت به آن حضرت دارد ، شايستهترين فرد است كه به سنّت رسول خدا عمل كرده دستورات او را به كار بندد . به هر كس كه آن حضرت بخششى كرده ، به او ببخشد و هر كس را كه مورد تصدّق و صدقهء خود قرار
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 581
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٨١