تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
نسلهاى آينده بين دو گروه اسلامى نباشد ، با اينكه آن حضرت به خاطر از بين بردن همين پديده‌هاى ناروا و به وجود آوردن برادرى و دوستى بين امّتها و جوامع مبعوث شده بود . آيا حضرت از حوادث و فتنه‌هاى پس از خود آگاه نبود و نمىدانست كه به خاطر عدم آگاهى خويشاوندان و نزديكانش از اين حكم مخصوص به او چه فتنه‌ها و آشوبهايى به وجود خواهد آمد ؟ نه هرگز ، او به خوبى آگاه بود ، زيرا علم منايا و بلايا و قضايا و فتنه‌ها و خونريزيهاى پس از خود را به خوبى دارا بود . آيا مىتوان گفت كه صدّيق اكبر ، امير المؤمنين ، و همسرش صدّيقهء كبرى ، فاطمهء زهرا عليها السّلام با اينكه مىدانستند كه رسول خدا فرموده كه ما پيامبران ارث نمىگذاريم در عين حال به خاطر دستيابى به مال بىارزش دنيا از آن دستور رسول خدا چشم پوشيدند و در مقابل أبو بكر ايستاده مدّعى او شدند ؟ ! و يا اينكه آنان از حديثى كه أبو بكر نقل كرد ، بىخبر بودند . ( 1 ) ما ساحت آن دو بزرگوار را ( بر طبق كتاب و سنّت ) از ارتكاب اين عمل كه با علم به سنّت ثابت از آن اعراض كرده باشند و يا اينكه به خاطر نادانى و بىخبرى از سنّت مدّعى چيزى شده باشند كه حقّ آنان نبوده است ، منزّه و پاك مىدانيم . و به چه دليل أبو بكر را در اين ادّعاى دور و بر كنار از كتاب خدا و سنّت پيامبر تصديق كنيم كه جز از طريق ورثه و جانشين او كه از آغاز نبوّت در مجامع و مجالس متعدّد سخن و وصيّت او را به ميان آورده وى را وصىّ خود تعيين كرده بود ، نمىتوان فهميد ؟ و چرا نسبت به ادّعاى صدّيقهء كبرى و شوهرش علىّ بن ابى طالب كه گفتند فدك را رسول خدا به آن حضرت بخشيده است و اين را جز از طريق آنان نمىتوان فهميد ، گوش شنوا نداشته باشيم ؟ مالك بن جعونه از پدرش روايت كند كه فاطمه به أبو بكر گفت : رسول خدا فدك را به من بخشيده است ، آن را به من واگذار كن ! علىّ بن ابى طالب به نفع آن حضرت شهادت داد . وى درخواست شاهدى ديگر كرد ، امّ ايمن نيز بر اين مطلب شهادت داد ، گفت : اى دختر رسول خدا ! تو مىدانى كه شهادت جز با دو مرد و يا يك مرد و دو زن ارزشى ندارد . و حضرت از ادّعاى خود منصرف شد .