تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
كه همگى اينها در مورد پيامبران الهى و جانشينان‌شان محال و ممتنع مىباشد . خلاصه آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيش از آنچه كه ديگر پدران دلسوز و مهربان دختران خود را مكلّف و موظّف مىكنند ، به پارهء تن خود حضرت زهرا عليها السّلام تكليف و دستور مىداده است ، او سايهء رحمت و عطوفت خود را بر سر وى انداخته حضرتش را از جان خود بيشتر دوست مىداشت و با تمام وجود در تعليم ، تربيت ، رشد و كمال او مىكوشيد ، و تا آخرين درجه ، معرفت و شناخت خدا را به او چشانيده دستورات و شرايع الهى را به او آموخته و چيزى را از او فروگذار نكرد و در هيچ موردى كوتاهى ننمود تا اينكه او را به آخرين درجه و پايگاه فضيلت اوج داده بر فراز قلّه‌هاى كرامت بالا برد . آيا ممكن است اين مسأله را كه مربوط به تكليف شرعى او مىشده ، از وى پوشيده داشته باشد ؟ نه ، هرگز ! چگونه ممكن است با اين كتمان ، دخترش را در معرض آن همه مشكلاتى قرار داده باشد كه در راه به دست آوردن ميراث خود متحمّل شده و به دنبال آن جلوگيرى از ارث اين همه فتنه و آشوب دامنگير امّت اسلامى شود ؟ ! و چه شد كه شوهرش كه خليل نبوّت و برادر مخصوص پيامبر بود ، نيز با آن همه علم و حكمت ، حديث « ارث نمىگذاريم » را نمىدانست با آنكه خصوصياتى چون پيشگامى در اسلام ، دامادى پيامبر ، خويشاوندى ، شرافت و مقام ، ويژگى و مخصوص بودن [ موقعيّتش نسبت ] به پيامبر ، ولايت ، جانشينى و نجوى را داشت ؟ و چه شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين مطلب را از آن حضرت كه حافظ سرّ ، بر طرف كنندهء مشكلات ، دروازهء شهر علم ، در خانهء حكمت ، بهترين قاضى امّت ، آستانهء آمرزش براى ورود گنهكاران به پيشگاه او ، كشتى نجات و در امان قرار دهندهء امّت او از اختلاف بوده ، پنهان داشت . ( 1 ) و چه شد كه أبو الفضل عبّاس ( عموى پيامبر ) كه همتاى پدرش و يادگار گذشتگان از خانواده‌اش بود ، او نيز اين حديث را از آن حضرت نشنيده بود ؟ و چه شد كه به هيچ يك از بنى هاشم كه آشيانه ، پناهگاه و سرچشمهء پيدايش او بودند ، اين حديث نرسيده بود كه پس از آن حضرت بر أبو بكر تاخته مدّعى ارث شدند ؟ و چه شد كه همسران پيامبر كه همگى مادر مؤمنان بودند نيز از اين حديث بىخبر